فهرست مطالب

رایگان شد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نشانه عزت نفس پایین

۱۳ نشانه عزت نفس پایین

سر تیتر مطالب

۱۳ نشانه عزت نفس پایین

در این مقاله درمورد ۱۳ نشانه عزت نفس پایین صحبت می کنیم که اطلاع از این موارد می تواند شما را در مسیر زندگی تان بسیار آگاه نماید.

در مقاله قبلی در مورد تعریف عزت نفس صحبت کردیم.

 

 



 

 

۱- انتقاد زیاد از دیگران

یکی از نشانه های این افراد این است که از دیگران زیاد انتقاد می کنند . انتقادکردن بد نیست ؛ انتقادی که اصلاح کند ولی یک سری از افراد هستند که مرتب، پشت سر هم هرکسی را که می بینند یک حرفی را به او می زنند .

دلیل انتقاد کردنِ این افراد ، میتواند این باشد که نه خودشان را ارزشمند میبینند و نه دیگران را ! مدیری را درنظر بگیرید که در محل کار نشسته است و ابتدای صبح جلسه می خواهد برگزار کنند و به همه گیر می دهد .

” آیا با این لباس به سر کار می آیند؟” ” این چه لباسی است که شما پوشیدید ؟” ” خانم x چرا موبایل شما سایلنت نیست ! ” حالا موبایل صدایی نمی دهد ؛ میگوید چرا موبایل سایلنت نیست ؛ در صورتی که سایلنت هست !  “آقای x با این وضع ِ مو به جلسه می آیند ؟ آدم باید حرمت بقیه را نگه دارد ” “خانم x شما چرا پاهایتان را روی هم انداختید ؟ مرتب و منظم بنشینید ! اینجا جلسه است به مهمانی نیامده اید ” شروع می کند به همه ایراد گرفتن .

شروع می کند که به همه تیرِ خلاصی را بزند . خودش را راحت می کند و بقیه را ناراحت می کند ؛ فقط به این دلیل که برای دیگران ارزشی قائل نیست ! چرا برای دیگران ارزشی قائل نیست ؟

چون برای خودش ارزشی قائل نیست . چون خودش را انسان ارزشمندی نمی داند .

شاید قبل از این جلسه با خانم یا بچه اش در خانه یا با مدیر دیگری یا با راننده ای در خیابان یا با شخص دیگری گلاویز شده و دعوا کرده ! ولی نباید در محل شرکت به هرکسی که می بینیم یک سوزنی بزنیم و گیر بدهیم !

خانم به عروسی می رود ؛ کنار اقوام نشسته است ؛ آدم هایی می آیند که آرایششان خیلی بهتر است ؛ خیلی زیباتر لباس پوشیده اند ؛ میگوید تو را به خدا نگاه کن ! مانند روستایی ها لباس پوشیدند ! آن را نگاه کن ؛ رفته است لنز خریده و به چشمهایش زده است . این اصلا معلوم نیست لباس را از چه کسی قرض گرفته و به اینجا آمده است و دارد کیف می کند . شروع می کند به همه گیردادن .

یعنی هرچیزی که پیدا می کند؛ شروع می کند به گیر دادن .

مهمانی می رود ماشین های همه را چک می کند ؛ آقای مدیر ، آقای بیزینس man ، خیالش راحت می شود که ماشینش از همه ، مدلش بالاتر است . تویوتا ، لندکروز یا بنزی دارد که از بقیه ی ماشین ها مدلش بالاتر است و خیلی راحت وارد جلسه، مهمانی یا عروسی می شود و وای از آن لحظه ای که بفهمد یک نفر ماشینی دارد که مدلی بالاتر از ماشین او است . شروع می کند ؛ وای معلوم نیست پدرسوخته ها پولش را از کجا آورده اند ! اینها همه شان دزدند و معلوم نیست با کدام قاچاقچی هایی دوست شدند که این کارها را دارند می کنند . و شروع به تیراندازی به سمتِ آدم ها می کنند . این گونه آدم ها عزت نفس پایینی دارند ؛ و امیدوارم اطراف شما نباشند . انتقاد کردن خوب است .

حتما کلیپ های کوتاه ما در  شبکه اجتماعی اینستاگرام را مشاهده نمایید.

خوب است که انتقاد و اصلاح کنیم ولی اینکه به هرچیزی ، به زمین و زمان بخواهیم گیر بدهیم ، فحش بدهیم ، تهمت بزنیم ، نه !!! این نشانه ی آدم هایی است که عزت نفس پایینی دارند . مراقب باشید .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۲- برداشت بد از رفتار دیگران

یکی دیگر از نشانه های آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند ؛ همه ی رفتارهای دیگران را بد برداشت می کنند .

بعضی را نه ! همه را بد برداشت می کنند . زنگ میزند به دوستش ، و دوستش جواب نمی دهد . ” ای بابا ! این هم که انقدر برای من کلاس می گذارد که حالا نمی خواهد جواب ما را بدهد . مدیر شده است فکر کرده چه کسی است ؛ یادش رفته است ما دیروز با او دوست بوده ایم” و هر اتفاقی که می افتد ؛ هر صبری که قرار است داشته باشد را تبدیل به برداشت بدی از نظر دیگران می کند و شروع به قضاوت می کند .

صحبت کردن در مورد یک رفتار زشت ، خوب است که به دیگران بگوییم که این رفتارت زشت است و اصلاح نکنیم ؛ ولی اینکه بخواهیم مداوم پشت سر همه رفتارهایشان را بد برداشت کنیم ؛ قضاوت کنیم ؛

این نشان از عدمِ عزت نفس ما است ؛

چرا این احساس را دارد ؟ چرا چنین حرفی را می زند ؟ چون خودش را پایین می بیند ؛ برای خودش ارزش قائل نیست ؛ اگر برای خودش ارزش قائل باشد هیچ وقت نمیگوید که : او برای خودش مدیری شده و جواب من را نمی دهد؛ نه ! می گوید حتما کار دارد و سرش شلوغ است و دیروز دیدم که پروژه ی سنگینی داشت و یا حتما پشت فرمان است و دارد رانندگی می کند یا مغازه است ، یا کنار خیابان است یا دارد با بچه بازی می کند ؛ برای خودش این فکرها را می کند .

نه اینکه بد برداشت کند ! حتما یک کاری دارد که جواب نمی دهد . رفتارهای دیگران را افرادی که عزت نفس پایینی را دارند ؛ بسیار بد برداشت می کنند .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۳- نیاز به تایید دیگران

افرادی که عزت نفس پایینی دارند ؛ معمولا در بسیاری از لحظات و موقعیت ها ، به تایید دیگران نیاز دارند .

حالا این نیاز، دوست داشتن است یا واقعا نیاز است ؟ فرقی ندارد ، نیاز دارد ! گاهی فردی آنقدر تکبر دارد که دوست دارد دیگران تاییدش کنند . فردی لباسی را می خرد ، وارد شرکت می شود با استرس به همه نگاه می کند ، آرام و بی سروصدا راه می رود و دکمه ی آسانسور را میزند و آهسته کلید را درون قفل می اندازد و وارد می شود که کسی نباشد و می ترسد از اینکه لباسش مورد تایید همکارانش نباشد . در شرکت نباشد ؛ از آبدارچی شرکت و راننده و حراست شرکت گرفته است تا مدیر شرکت ! دوست دارد نظر همه را جلب کند و همه اش با آن لباس ، آن روز و آن چند روز یا آن هفته و ماه با ترس و لرز قدم برمیدارد و شاید هم لباس را کنار بگذارد و برود لباس دیگری بخرد .

همه اش نیاز به این دارد که تاید مثبتِ دیگران را بگیرد .

و حاضر نیست از لباسی که خودش انتخاب کرده است و خودش خریده است ؛ بخواهد لذت ببرد ؛ کیف کند ! از چه چیزی لذت می برد ؟ از نظر ِ دیگران ! از آن تایید دیگران لذت می برد . نه از خودِ لباس ! و در لحظه ی اکنون این آدم ها معمولا زندگی نمی کنند . مدیری را در جلسه میبینید که همه نشستند و دارد نظراتش را ارائه میدهد و آقای مهندس x سرش را تکان نمی دهد یا تایید نمیکند ؛ می گوید : مهندس جان چیزی بگو ! بد نیست یک چیزی بگویی . دوست دارد تایید بشنود . مهندس جان یک چیزی بگو ! یک سری تکان بده ! یک حرفی بزن .

یک سری افراد از روی تکبر و غرور نیاز دارند تایید شوند که باز بالا و بالاتر باشند در خیالِ خودشان ! و یک سری از ترس و استرس . هردو گروه عزت نفس پایینی دارند و دارند لحظات بدی را در زندگیشان سپری می کنند.

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۴- مقایسه خود با دیگران

نشانه ی چهارم آدم هایی که عزت نفس پایینی را دارند این است که مرتب خودشان را با دیگران مقایسه می کنند .

وارد یک مجلس مهمانی میشوند ؛ وارد یک مکان پرجمعیت میشوند ؛ ماشینش را گوشه ای پارک می کند که نه خیلی در دید باشد و نه خیلی پنهان باشد . شروع می کند به نگاه کردن آدم ها که فلانی با پراید آمد ، شخص دیگری با آژانس آمد ، بعدی با اسنپ آمد ؛ این هم که پیاده آمد ! خب … خدارا شکر ماشین ما از بقیه بهتر است .

خداراشکر حداقل در این مورد میتوانیم افتخار کنیم و حس خوبی داشته باشیم . وارد مهمانی می شود ؛

خانم لباس همه را چک می کند . ” این که قرض گرفته ؛ این که کرایه کرده است ؛ این که از مادرش است ؛ این از دخترخاله اش است ، این از خواهرش است و قبلا دیدم ؛ بعد می بیند که یک لباس عربی فوق العاده زیبایی یک نفری پوشیده است و می بیند و با خودش می گوید احتمالا این را هم حتما کرایه کرده و خیالش راحت می شود و وای از آن روزی که یک لباس خوبی ببینند که نه لباس پژمرده ای ، نه کرایه ای ، نه قرضی است و نه از شخص دیگری است ؛

آن لحظه دیگر آرام و قرار ندارد . یا منفجر می شوند و جلسه را ترک می کنند یا می نشینند و مرتب شروع می کنند بد و بیراه گفتن و نابود کردن طرف مقابل ، چون خودشان را پایین می بینند ؛ چون برای خودشان ارزش قائل نیستند و به طبع آن دیگران هم برایشان ارزش قائل نمی شوند .

و جالب است مقایسه کردن این آدم ها ، یک مرحله که بالاتر برویم ؛به قسمت ۵ برویم!

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۵- مقایسه افراطی

مرحله ی پنجم ، خصوصیات آدم هایی که عزت نفس پایین دارند ؛ در این مرحله هم مقایسه کردن است؛ اما با آدم هایی که خیلی رابطه ی نزدیکی دارند هم خودشان را مقایسه می کنند .

با بچه اش خودش را مقایسه می کند ، زمان ما هم اگر همچنین چیزی بود ؛ ما هم اینگونه می شدیم ، پدران ما هم اگر این امکانات را در اختیار ما قرار می دادند ؛ مثل این بچه می شدیم ! یا با مهندسی که دوستش است یا با همکارش ، همسرش ، خواهر و برادرش ! یعنی این مقایسه کردن ، این رقابت ِ را به نزدیکان خودش میکشد که خیلی می تواند عجیب باشد و یک مرحله ی خیلی بدی از عدم عزت نفس است که این افراد دارند که چقدر فرد ، خودش را از بچه ی خودش کوچک تر ، کم ارزش و بی ارزش تر می داند .

 

 

۶- همیشه طلبکار هستند!

ششمین خصوصیت آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند ؛ این است طلب کار اند . همیشه طلب کار هستند .

حالا یک سری افراد از شرکت طلب مادی یا معنوی دارند ولی این ها همیشه ، هرجا ، با هرکسی ، با هر موقعیتی طلب کار هستند . در خانه اخبار گوش میدهد از مملکت، از مسئول، از آن شخص دیگر طلب کار است .

در شرکت از مدیرش طلب کار است بدون اینکه مسئولیت کاری اش را خوب انجام بدهد . در خانه می نشیند از بچه ها طلب کار است . در اتوبوس می نشیند از آقای راننده طلب کار است بدون اینکه خودش را به جای راننده بگذارد .

آدم هایی که همیشه طلب کارند ؛ آدم هایی هستند که همیشه عزت نفس بدی را دارند تجربه می کنند و زندگی بدی را دارن تجربه می کنند و به روی خودشان نمی آورند و از آن کیسه ، از آن مخزن بنزین بود که قبلا صحبت کردیم ؛ دارند همینطور با سرعت بالا و مقدار زیاد خرج می کنند و ادامه ی زندگیشان خیلی بد می شود چون دیگر باکشان خالی است .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۷- پایین بودن اعتماد به نفس

هفتمین خصوصیت آدم هایی که عزت نفس پایینی را دارند این است که اعتماد به نفسان هم پایین است .

یک جا دارد صحبت می کند تپق میزند ، ارائه ی خودش را دیگر انجام نمیدهد ، تمام نمیکند ! عذرخواهی میکند و از جلسه بیرون می رود و مینشیند و دقیقا همان تپق زدن ؛ همان که کلمه ای را که اشتباه بیان می کند یا یک جمله را خوب بیان نمی کند ؛ یک شعر را بد بیان می کند ؛ جملات را پس و پیش می کند ؛ کلا اعتماد بنفسش نابود می شود و کلا می خواهد صحنه را ترک کند و حتی اگر بایستد و ادامه دهد با سختی زیاد و حرف های بعدی اش هم کلا یادش می رود .

یک اشتباه در کارش پیش بیاید ؛ یک نفر انتقادی به او بکند ؛ سریع به او برمی خورد و کلا شیرازه ی کارش از هم می پاشد . یک صدایی وسط سکوت کاری اش بیاید ؛ کلا کارش از بین می رود . این افراد که عزت نفس پایینی دارند ؛ اعتماد بنفس پایینی را دارند تجربه می کنند . اعتماد بنفسشان هم پایین است .

البته اعتماد بنفس و عزت نفس خیلی با هم در ارتباط اند .

شما اگر یک دایره ی بسیار بزرگ ، بزرگ ترین دایره ای که در ذهنتان هست را بکشید ؛ شاید از این کهکشان راه شیری به کهکشان دیگری برود . عزت نفس به صورت نقطه ای در این دایره است . یک نقطه اینجا ، یک نقطه آنجا ! کسی که عزت نفس دارد ، عزت نفس دارد . اما کسی که اعتماد بنفس دارد باید ببینیم در چه اعتماد بنفس دارد .

در کدام نقطه ؟ در سواری ؟ در کوه نوردی ؟ در سخنرانی ؟ در شنا کردن ؟ کجا اعتماد بنفس دارد ؟ من شاید خوب جلوی جمع صحبت کنم ولی نمی توانم اسکی بازی کنم . من اعتماد ندارم یک نفر به من اسکی بدهد و من بروم در برف . این کار را نمی کنم . وحشت می کنم . این دلیل بر عدم اعتماد بنفس من نیست .

من اعتماد بنفس دارم در سخنرانی ؛ ولی در اسکی سواری ندارم .

در رانندگی با کامیون –تریلر ندارم . وحشت می کنم اصلا فرمان تریلر رامی گیرم . من در رانندگی با تریلر اعتماد بنفس ندارم ولی در جای دیگر ، در نقطه ی دیگر دارم . اعتماد بنفس میوه ی درخت عزت نفس است ؛ یعنی عزت نفس آن درخت تنومند ، آن ریشه ی تنومندی است که برگ ها و میوه هایش اعتماد بنفس و موضوعات دیگر میشود . این را باید توجه داشته باشیم .

این مقاله را حتما مشاهده بفرمائید
اهمیت آموزش فن بیان

بابت همین است که می گویم مادر تمام مهارت ها است ، فرا مهارت است و کار راحتی هم نیست که بخواهید در این وادی قدم بگذارید . چرا ؟ چون باید خودتان را تیغ بزنید ؛ جراحی بکنید . ولی اگر تیغ زدید و جراحی کردید مطمئن باشید خیلی با شتاب بالایی بقیه ی عمرتان را طی می کنید و باعث اتفاقات بزرگی در زندگیتان میشوید .

اعتماد بنفس ، میوه ی درخت عزت نفس است .

سختی را می کشید ؛ تحمل می کنید ؛ مانند کوه نوردها است ؛ آن هایی که دماوند یا کوه های دیگر را فتح کردند؛ می دانند که خیلی با سختی در لحظات قبل از رسیدن به قله حتی می خواهند منصرف شوند اما هم گروهی هایشان آن ها را به سمت بالا می کشند ولی وقتی که به قله رسیدند آنچنان انرژی بدست می آورند که دیگر یادشان می رود چه سختی کشیدند .

آن سختی لازم است باید بکشی چون به یک نقطه ای می رسی که می گویی خدا را شکر این سختی ها را کشیدم بعد ا این می توانم یک منطقه ی وسیعی را ببینم ؛ می توانم اتفاقات بزرگی را رقم بزنم .

 

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۸- عدم توجه به توانمندی های خود

 دلیل اینکه عزت نفسمان پایین می آید ؛ دلیل اینکه به دنبالش اعتماد بنفسمان هم می تواند پایین بیاید ؛ این است که برای توانمندی هایمان ارزشی قائل نیستیم . توانمندی هایمان را نمیبینیم . داشته هایمان را نمی بینیم . شنیده اید که حتما که شکر گزاری کنید ؛ سپاس گزاری کنید ؛ واقعیت داستان سپاس گزاری چه است ؟ یعنی اگر سپاس گزاری کنیم از آسمان پول می آید؟ اتفاقات خوب می افتد ؟ نه اینگونه نیست ! این باعث می شود که ما به آن داشته های خودمان بیشتر ایمان داشته باشیم و ارزش قائل بشویم .

اینکه برای توانمندی ها ، برای قابلیت ها ، برای داشته های خودم ارزش قائل هستم . برای این بدنی که دارد کار می کند ؛ برای این دست ها ؛ برای این پاها ؛ این سر ، این بدنی که دارد منظم و مرتب و اتوماتیک فعالیت می کند و خون جریان پیدا می کند و من نفس می کشم و حرکت می کنم ؛ بابت اینها عمیق نشدم که بخواهم تشکر کنم از جهان ، از خداوند !

این توانمندی هایم را نادیده گرفتم و روی نداشته های خودم دارم تمرکز می کنم:

حتی اگر روی داشته هایی که دارم تمرکز کنم به مرور باعث افزایش عزت نفس و می تواند اعتماد بنفسم بیشتر شود . مواقعی بحثی درباره ی اعتماد نفس هست که من تکنیک های ارتباطی را بلد نیستم ؛ من تکنیک های فن بیان و سخنوری را بلد نیستم ، این هم در بحث عزت نفس و اعتماد بنفس خیلی موثر است . حتما تکنیک های فن بیان و سخنوری را آموزش ببینیم و آن ها را به مرور اجرا کنیم . می فهمیم که خودمان چقدر توانمندی داریم .

وقتی توانمندی هایمان رشد می کند ، قابلیت هایمان رشد می کند به مرور عزت نفس و اعتماد بنفسمان بیشتر می شود .

یعنی یک حرکت رفت و برگشت دارد ، می توانیم تکنیک هایی را یاد بگیریم ؛ مهارت هایی را یاد بگیریم که عزت نفسمان بهتر شود ؛ اعتماد بنفسمان بیشتر شود ؛ وقتی اعتماد بنفس و عزت نفسمان بیشتر شد ؛ کارهای بیشتری انجام می دهیم ؛ حلقه همینطور تکرار می شود و توانمندی ها و حس و حالمان بزرگ و بزرگتر می شود.

من گفتم که یک دایره ی خیلی بزرگی را در ذهنتان تجسم کنید ؛ بزرگ ترین دایره ای که میشناسید را بکشید . حتی دایره ای که من خودم میکشم از جو زمین فراتر می رود و یک مقدار وارد کهکشان دیگری می شود . یک سری نقطه در آن دایره هست که آن دایره ها اعتماد بنفس هستند:

و آن دایره ی بزرگ عزت نفس می شود .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

 مثلا من در صحبت کردن در جمع اعتماد بنفس دارم . در خیلی از جمع ها می توانم صحبت کنم . تیک میزنم که اعتماد بنفس دارم . اما اگر من را پشت فرمان تریلر ببرند , همین که فرمان را دستم بگیرم ؛ به من بگویند رانندگی کن ؛ اصلا ماشین روشن نشده فرمان را گرفتم در دستم، دارم میلرزم . وحشت می کنم و کنار می گذارم . من اعتماد بنفس در رانندگی با تریلر ندارم . واقعا هم ندارم . یا به من اسکی بدهند و بگویند برو در ایستگاه ۷ توچال و این فاصله را اسکی بازی کن ! من وحشت میکنم و اسکی ها را رها می کنم و میروم .

یعنی واقعا این اتفاق می افتد چون من نمیتوانم در آن ایستگاه ، اسکی بازی کنم . البته من تا بحال اسکی بازی هم نکردم . من در صحبت کردن اعتماد بنفس دارم ، در نوشتن اعتماد بنفس دارم ؛ اگر به من بگویند یک کتاب بنویس ؛ من کمتر از یک ماه آن کتاب را چاپ شده به آنها تحویل می دهم . ولی با تریلر و اسکی نمی توانم . من در کتاب و صحبت کردن اعتماد بنفس دارم ؛ در تریلر سواری و اسکی بازی اعتماد بنفس ندارم . اعتماد بنفس نقطه ای است .

من کجا یک کاری را خوب انجام می دهم ؟ این اعتماد بنفس می شود .

من در شنا کردن اعتماد بنفس دارم ، در کوه نوردی دارم ، در پیاده روی دارم ، در دومیدانی دارم ، در طناب زدن دارم و در نوشتن و صحبت و… ولی یک سری جاهای دیگر نمیتوانم آن کارها را انجام دهم . وقتی پشت تریلر می نشینم وحشت می کنم ؛ کسی به من نمیگوید که تو اصلا اعتماد بنفس نداری ! نه . من نمی توانم در این نقطه اعتماد بنفس ندارم .

یک جای دیگر خوب دارم کار انجام میدهم . یک مقدار فراتر برویم . دومین قسمت ! درسته من در تریلر اعتماد بنفس ندارم ؛ در اسکی اعتماد بنفس ندارم ولی در درون خودم یک باور قدرتمند هست که از همان عزت نفس دارد نشات می گیرد که با تمرین ، تکرار ، آموزش می توانم یک روزی اسکی سوار خوبی بشوم ، یک روزی لازم شود سوار تریلر هم بشوم . یعنی یک انرژی در درون من هست که من را پرتاب می کند که کاری لازم هست و بلد نیستم هم بروم آموزش ببینم و یاد بگیرم و انجامش دهم .

باز هم آن عزت نفس دارد اینجا نقش بازی می کند .از درون من ، من را دارد به سمت جلو پرتاب می کند .

مثل صحبت کردن ، مثل شنا کردن در من در تریلرسواری و اسکی بازی اعتماد بنفس ایجاد بشود ولی باز هم من در منطقه ی عزت نفس دارم حرکت می کنم . عزت نفس آن ارزش درونی است که برای خودم ، توانمندی هایم ، انسان بودنم قائل هستم . وقتی من خودم ارزش قائل هستم .

وقتی برای توانمندی و توانایی خودم ارزش قائل هستم با اینکه اسکی بلد نیستم ، با اینکه تریلر سوار نشدم اگر لازم باشد می روم و آموزش میبینم ، کار می کنم و این اتفاق را روزی رقم میزنم که گواهی تریلر بگیرم و اسکی بازی بکنم . حالا در همین حد گفتم برایتان توضیح بدهم اگر سوال و نکته ای بود من در خدمتتان هستم .

 قطعا وقتی که آدم ها با ترس هایشان مواجه می شوند و آنها را مدیریت می کنند ، برخورد می کنند و با آن ترس ها رفتار می کنند ؛ هم اعتماد بنفسشان بیشتر می شود و هم عزت نفسشان به مراتب بیشتر می شود . ارزش و قدرت ، توانمندی و قابلیت هایشان را بیشتر درک می کنند و باور می کنند و این مقابله با ترس ها فوق العاده چیزِ مهمی است .

۹- افکار محدود کننده:

بحث افکار محدود کننده : اینکه من لایق نیستم ! من سزاوار نیستم ! حق من نیست .

یا اینکه اگر اتفاقی افتاد حق من بود . اینها میشود افکار محدود کننده که در موردش اینجا هم صحبت کردیم . چرا حق شما نیست ؟ چرا شما سزاوار نیستید ؟ چرا لایق نیستید ؟ اگر نبودید قطعا انسان آفریده نمیشدید . حرف من در حقیقت این است .

افکار محدودکننده یعنی اینکه : من نمی توانم این کار را مثل بقیه انجام بدهم . حتی اگر چندبار شکست خورده باشم . این یک فکر محدود کننده است . حالا یک مثالی زده می شود ولی خب حالا خیلی موافق آن مثال نیستم باید مثال بهتری بزنم که ادیسون بعد از ۱۰۰۰بار آزمایش توانست آن لامپ را اختراع کند ؛ خب ۱۰۰۰ بار هم خیلی زیاد است ؛ هرکسی تحملش را ندارد ولی میدانست که قرار است اتفاقات خوبی بیافتد . می دانست که لایق این کار هست که به مردم خدمت کند . بحث افکار محدود کننده این است . دیگه این افکار را کنار بگذاریم و برعکسش را پیدا کنیم .

من سزاوار این هستم که سوار بهترین مدل ماشین دوست داشتنی خودم …. بشوم .

من لایق و سزاوار هستم ! چرا نیستم ؟ چرا خودتان را سزاوار و لایق نباید بدانید ؟ این افکار محدود کننده را کنار بگذاریم . اینکه همه دارند به من می گویند این اتفاق نمی افتد . نه ! چه کسی گفته ؟ مگر همه شما را خلق کردند ؟ نه! شما را خداوند خلق کرده است . نه این کار من نیست ! چرا کار شما نیست؟ ۱۰ نفر قبل از شما انجام دادند ؛ انسان بودند و شما هم انسان هستی ، تلاشتان را بکنید ، محدودیتی هم نداشته باشید ، می توانید . تلاشتان را بکنید ؛ علاقه هم داشته باشید ، به دستش می آورید .

این افکار محدود کننده است .

اینکه نه مدیریت برای یک سری افراد خاص است ! پول برای آدم های خاص است . این مدل از تویوتا مربوط به یک سری آدم های خاص است . نخیر ! شما هم خاص هستید . این افکار محدود کننده این ها هستند . این ها هستند که به مرور باید کنار گذاشته شوند و برعکسش را در این کتاب (جملات تاکیدی معجزه گر) وقتی برعکسش را استفاده کنیم ؛ وقتی خودمان را سزاوار و لایق بدانیم آرام آرام این گفته های ما ، این نوشته ها ، تبدیل به باور می شود . همان طور که آن محدود کننده ها تبدیل به باور شدند ؛ بخاطر گفته های خودمان ، گذشته مان و اطرافیانمان . با تمرینات این کتاب هم قطعا آن چیزی که می خواهید در ذهن شما تبدیل به باور می شود .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

عزت نفس همان احساس ارزشمندی بود که حق طبیعی ما است .

من حق دارم برای زندگی خود تلاش کنم و موفق باشم و خواسته های خود را بدست آورم و از بهره و دست رنج تلاش های خود ، استفاده کنم ؛ این معنای عزت نفس است.

حق دارم که با تلاش ، بتوانم میوه های موفقیت را بدست آورم و مانند بقیه موفق باشم . شاد بودن حق من است . من مانند دیگران لایق و سزاوار یک زندگی خوب هستم .  من برای خودم و برای دیگران ارزش قائل هستم ؛ این با غرور و خودپسندی و تکبر متفاوت است.

در غرور و خودپسندی و تکبر یک طرفه است و من فقط خودم را می بینم اما در بحث عزت نفس برای خودم ارزش قائل هستم ، برای انسان های مقابل ارزش قائل هستم و حتی برای حیوانات و نباتات نیز ارزش قائل هستم . گُلی را بی خود و بی جهت له نمی کنم ، حیوانی را اذیت نمی کنم ، بتوانم به حیوانات آب و غذا می دهم ، به گل ها غذا می دهم و برای همه چیزهایی که اطراف من هستند و ذات آن ها از خداوند گرفته شده و خراب شده حتی سنگ و خاکی که روی آن ها راه می روم ، برایشان ارزش قائل هستم .

 

 

 



 

 

 

۱۰- کوه ساختن از اشتباهات دیگران

یکی دیگر از خصوصیات این افراد ، هشتمین خصوصیتشان ، این است که از اشتباهات دیگران کوه می سازند ، در خانه بچه شما ناگهان یک آشغالی را در خانه می ریزد و حواسش نیست دارد رد می شود و از دستش می ریزد ، همسرتان : « وای این هم که مدام دارد خانه را کثیف می کند » ، حالا یک مقدار آن جا آشغال ریخته است ، یک کار کوچک را تبدیل به کوه می کنیم و کل شخصیت طرف مقابل را زیر سوال می بریم .

در شرکت ، گاهی حسابدار شرکت ، حساب ها بالا و پایین می شود ، یک اشتباهاتی در محاسبات رخ می دهد ، اگر با حسابداری آشنا باشید یا در این کار باشید یا ارتباط داشته باشید می بینید که گاهی حساب و کتاب ها به هم می ریزد و یک مقدار بالا و پایین می شود و یک حسابدار فقط نباید این کار را کند ، یک نفر دیگر هم باید بیاید و حسابرسی کند تا بتواند حساب ها خوب دربیاید . یک بار حساب ها بالا و پایین می شود ، آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند شروع می کنند به آن حسابدار می گویند این هم دزد از آب در آمد ، این هم مانند بقیه دزد شده و خیلی راحت با یک مسئله کوچک حتی اشتباه هم نه ،

با یک مسئله کوچک دیگران را تخریب می کنند .

ولی آدم هایی که عزت نفس بالایی دارند بررسی و فکر می کنند و می گویند حتما یک مشکلی پیش آمده است و باید بیاییم بیشتر بررسی کنیم .

حتما یک مسئله ای پیش آمده و باید بیاییم بررسی کنیم ، این نحوه گفتگو و صحبت و دیالوگ و فن بیان آدم هایی است که عزت نفس بالایی دارند . در سوالات شما این بود که چگونه عزت نفس خود را بالا ببرم ؟

سعی کنید خصوصیات افرادی که عزت نفس پایینی دارند که داریم بیان کنیم ، برعکسش را اجرا کنید ؛ همین راهکاری می شود برای افزایش عزت نفستان .

از اشتباهات دیگران ، از کاه ، کوه نسازید .

 

این مقاله را حتما مشاهده بفرمائید
ایده های خوب برای مذاکرات کلامی!

نشانه عزت نفس پایین

 

۱۱- در قدرت تفریط داشتن!

خصوصیت نهم افرادی که عزت نفس ندارند این است که در قدرت هم  تفریط می کنند .

اگر یک مدیری را سراغ داشته باشید که عزت نفس پایینی دارد ، خیلی راحت اعمال خشونت می کند ، یک لحظه آرام است و یک لحظه عصبانی شده و اعمال خشونت می کند و خیلی راحت همه را با هم می سوزاند.

افرادی که عزت نفس پایینی دارند و یک قدرتی هم در دست دارند ، مانند این که یک تیغ را به دست یک آدم مست داده باشید ، این یک تمثیلی است که آن آدم مست با آن تیغ چه کاری می تواند بکند ؛ آدمی که قدر و ارزش خودش و بقیه را نمی داند ، فکر کنید که یک قدرتی را بدست آورد و متأسفانه از این مدیر ها در اطراف ما کم نیستند .

اگر هر جا اشتباه شد خیلی راحت خودشان را کنار می کشند و به شرایط ، کشور ، مملکت ، حکومت ، دولت ، مدیر واحد دیگر ربط می دهند و خودشان مسئولیت را قبول نمی کنند و آن جایی خیلی شاد و پر انرژی هستند که قدرت در دستشان است و می توانند بکوبند و نابود کنند . حالا اگر شما مدیری هستید که با مدیرها در ارتباط هستید ،  ببینید که چطور می توانید عزت نفستان را افزایش دهید . وقتی قدرت دستتان می آید ، آن قدرت یک ابزاری برای خدمت است نه یک  ابزاری برای اعمال خشونت .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

۱۲- مقصر دانستن بیش از حد خود!

آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند یک خصوصیت دیگر هم دارند که بیش از حد خودشان را در برابر دیگران مقصر می دانند .

آخ آخ ، ببخشید ، عذر میخواهم . یک نفر دارد از کنار خیابان رد می شود ، او هم دارد از طرف دیگر رد می شود ، طرف مقابل پایش به یک درختی می خورد و می افتد ؛  آخ آخ ببخشید عذر میخواهم .

در ماشین کنار راننده نشسته ، راننده یک دفعه دنده عقب می آید و یک لحظه به جدول خورد ، آخ آخ ببخشید چه شد و همیشه خودشان را مقصر می دانند ، مقصر منظور اینکه احساس گناه می کنند ، بخاطر وجود آن ها یک اتفاقی افتاد و همیشه در کلام و فن بیان آن ها ، ببخشید ، آخ ببخشید و عذر میخواهم هست .

۲ تا حالت دارد ؛

یا این آدم ها خودشان را خیلی خیلی مقصر می دانند یا برعکس ، دیگران را خیلی خیلی مقصر می دانند که قبلا در مورد آن صحبت کردیم . هر دو آدم هایی هستند که عزت نفس پایینی دارند . افرادی که همیشه دیگران یا همیشه خودشان را مقصر می دانند . اینکه راننده به جدول زد ، اینکه پای فلانی به درخت خورد ، تقصیر من نبود بلکه تقصیر خودش بوده که توجه نکرده است .

نمی آید این ها را از هم تمیز کند و در خیلی از موضوعات ببخشید ، آخ ببخشید و من از این آدم ها دیده ام که علی رغم اینکه تحصیلات و تجربیات بالایی دارند ولی همین عزت نفس پایین باعث ایجاد اعتماد به نفس پایین می شود و باعث می شود که نتوانند خوب پیشرفت کنند .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

خودتان را مقصر ندانید ،

خیلی از افرادی که اطرافتان هستند بخاطر افکارشان ، اعمالشان ، رفتارشان و گفتارشان مقصر می شوند و کارهای اشتباه را انجام می دهند .

تقصیر شما نیست فقط شما می توانید آن ها را راهنمایی کنید . بابت همین می گویم حتما و حتما در راه عزت نفس و اعتماد به نفس ، فن بیان و سخنوری خودتان ، مهارت کلامی خودتان را افزایش دهید و این ابزار قدرتمند فن بیان و سخنوری ، خیلی می تواند به عزت نفس و اعتماد به نفس شما کمک کند .

۱۳- اضطراب اجتماعی

در مورد خصوصیت این افراد که البته تیتر وار گفتم ، بحث اضطراب اجتماعی ، می خواهم یک مقدار از مثال های اضطراب اجتماعی را بگویم و حتما خودتان نیز به عنوان تمرین روی آن بررسی کنید .

یکی از موضوعات بحث اضطراب اجتماعی این است که همیشه خودشان را در جمع تنها می بینند ؛  اینکه احساس می کند اصلا حرفی برای گفتن ندارد و می ترسد از اینکه افراد بدانند کجا زندگی میکند و احساس می کند که حتما باید یک چیز بزرگ داشته باشد وقتی وارد یک جمع شده و یا اینکه یک چیز بزرگ باید داشته باشد که بخواهد وارد یک جمع شود و احساس می کند که حتما باید یک رفتاری داشته باشد که مورد توجه قرار بگیرد .

خیلی از افراد ، خانم ها یا آقایانی که متأسفانه می بینیم:

که لباس های خیلی خاص و خارج از شرع و عرف  ، بیشتر می پوشند یا مدل موهای خیلی خاصی را می زنند که مورد توجه قرار می گیرد و افراد و بچه ها نگاه می کنند ، همه این ها اگر نگوییم ، بیشتر این ها دارند عزت نفس پایینی را تجربه می کنند چون می خواهند نگاه بقیه را به سمت خودشان جلب کنند .

یک زمانی فکر می کردم که این ها اعتماد به نفس ندارند ، بعضی از آقایان ریش های عجیب و غریب می گذارند ، لباس های عجیب و غریب می پوشند ، مدل موهای عجیب و غریب می گذارند ، حتی موی بعضی از آقایان از خانم ها بلند تر است و عجیب و غریب ، می بافند و حالا بعضی از خانم ها  از طرف دیگر ؛

ببینید همه این ها نشان از یک اضطراب اجتماعی است که اجتماع من را باید قبول کند ، حالا یا از بچگی در درونش بوده یا در یک کار این اتفاق برایش افتاده است ، به او محل نمی گذاشتند ؛ به جای اینکه بیاید مهارت هایش را افزایش دهد هر مهارتی را مثلا مهارت فن بیان و سخنوری  ، می خواهد با چهره و لباس و یک سری موضوعات دیگر جلب توجه کند و احساس می کنند که حتما باید خاص باشند که جامعه آن ها را قبول کند . نه ، حتی اگر آدم معمولی هم باشیم ، خوب رفتار کنیم ، جامعه هم می تواند ما را قبول کند .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

یک نوع دیگر از اضطراب ، اضطراب ناشی از موفقیت و خوشحالی است .

جالب است یک سری افراد وقتی موفق می شوند و یک اتفاقی برایشان می افتد که خوشحال کننده است ، دچار اضطراب می شوند ؛ چرا این اتفاق افتاد ، نکند خیلی راحت بود و من موفق شدم ، نکند همه عرصه را باز کردند که من موفق بشوم یک اتفاقی بعد از آن بخواهند برای من رقم بزنند . کلا دچار اضطراب می شوند .

آقا می رود خاستگاری یک دختر مثلا ، در جلسه اول به او جواب بله می دهند ، وقتی بیرون می آید می گوید نکند این دختر ایرادی داشته باشد ، نکند پدر و مادرش معتاد باشند خواستند دخترشان را به ما بدهند زود برود و شروع می کند به تست کردن و گفتن و گفتن و گفتن انواع مختلفی از صحبت ها و افکار. نکند با افراد دیگری ارتباط دارد و می خواهند که ارتباطشان قطع شود و دیگر ازدواج کند و بیاید با من زندگی کند . حتی این آدم ها وقتی با یک نفر ازدواج می کنند و عروسی می کنند و به خانه شان می روند باز هم شکّشان وجود دارد . نکند باز هم با یک نفر ارتباط دارد .

به قول بعضی ها ، یک   voice recorderمی گذارند داخل خانه از صبح که می خواهد برود تا شب که بر می گردد ، بر می گردد voice recorder  را گوش بدهد ببیند در خانه چه کسی بوده ، چه صحبت هایی شده و میبینید که  ۱۲ ساعت ، ۱۵ ساعت دارد voice recorder   خالی را گوش می دهد ؛ هیچ اتفاقی نبوده ، هیچ کسی نبوده است .

خودش را لایق موفقیت نمی داند ،

خودش را لایق و سزاوار این نمی داند که مثلا با آن خانم می خواهد ازدواج کند و به او جواب بله بدهند . در آن حد خودش را نمی بیند . خب وقتی فردی خودش را لایق و سزاوار نداند یک موفقیتی بدست آورد قطعا دچار اضطراب می شود ، اضطراب وحشتناکی ، شاید حتی شب هم خوابش نبرد و آدم هایی که عزت نفس پایینی دارند ، اضطراب اجتماعی و همچنین اضطراب ناشی از موفقیت و خوشحالی را خیلی بد تجربه می کنند.

خلاصه مراقب باشید که دچار این اضطراب های اجتماعی و اضطراب های ناشی از خوشحالی و موفقیت هم نشوید .

در بحث عزت نفس می گویند قبل از اینکه دوستی با دیگران را تجربه کنید باید دوستی با خودتان را تجربه کنید و خودتان را لایق عشق و دوستی بدانید و خودتان را دوست داشته باشید . حالا صحبت های آقای الهی قمشه ای را اگر گوش داده باشید می بینید که کلا دارد در این مورد صحبت می کند ؛ شعر های حافظ و مولانا را که دارد می گوید آقا دوستی با خودت ، دوستی با خودت . چرا این ها را می گوید این ها همه ناشی از آن عزت نفس و ارزشمندی است . شما هر چقدر بیشتر به آن ارزشمندی ارزش دهید ، به خودتان و ذات خودتان ارزش قائل شوید ، برایتان اتفاقات خوب می افتد .

ما باید بتوانیم ظرفیت های خودمان را بیشتر کنیم .

اگر یک موفقیتی را بدست می آوریم ، یک خوشحالی را بدست می آوریم ، بدانیم که لایق و سزاوار آن بودیم و بابتش زحمت کشیدیم ، تلاش کردیم . یک جمله ای است که می گوید مهم تر از شاد بودن و خوشحالی و خوشبختی تحمل شاد بودن و خوشبختی بعد از آن اتفاق است . مهم تر از شاد بودن و خوشبختی تحمل کردن آن است ؛ بدانید که شما سزاوار و لایق آن هستید ، بدانید که بابت آن تلاش کرده اید ، این را باید بدانید .

نرسید به آن موفقیت و شادی بعد بگویید که ای وای اوضاع که بهتر نمی شود ، هرچه بوده همیشه بدتر شده ، بدتر از این می شود . یک موفقیت را بدست آوردید ولی باز هم دچار اضطراب و وحشت شدید چرا که خودتان را قبول ندارید ، برای خودتان ارزش قائل نیستید و می ترسید از اینکه باز اوضاع بدتر شود .

به قول معروف می گویند اگر ذهن ما قوی نباشد ، خودمان را آماده نکرده باشیم ، ظرفیت هایمان را بیشتر نکرده باشیم ، دیر یا زود از آن بهشت خوشبختی ما را پرتاب می کنند بیرون . وقتی قدرش را ندانیم و نتوانیم آن را تحمل کنیم ، خودمان را لایق و سزاوار ندانیم ما را به بیرون پرتاب می کنند .

شما لایق و سزاوار دریافت بهترین ها هستید و گفتم که احساس ارزشمند بودن حق طبیعی شما است .

درکتاب عزت نفس نوشته آقای براندن ، این موضوعات را خیلی خوب تشریح کرده است ؛ حتما این کتاب را بگیرید و بخوانید . البته خیلی از موضوعاتی که اینجا می گویم تقریبا می شود گفت خلاصه ای از آن کتاب است .

و شما حق دارید از میوه های تلاش ، از موفقیت هایی که بدست می آورید استفاده کنید . موفق بشوید مانند بقیه انسان هایی که موفق شدند و موفق هستند . این را باید بدانید تا وقتی موفق شدید ، یک چیزی را بدست آوردید بدانید که لایق و سزاوار آن هستید و آن موفقیت و شادی دوامش بیشتر و بیشتر شود . برای خودتان بیشتر ارزش قائل شوید و بدانید که خدا خیلی شما را دوست داشته که انسان آفریده است .

 

نشانه عزت نفس پایین

 

 

خصوصیات تیتروار افرادی که عزت نفس پایینی را دارند:

در ادامه این مطلب هم یک سری از خصوصیات تیتروار افرادی که عزت نفس پایینی دارند را مجددا جمع بندی می کنم و کلیت آن را می گویم .

این ها آدم هایی هستند که :

  1.  اصرار بسیار زیادی بر روی مواضع خود دارند ،؛ حرف ، حرف خودشان است ، حاضر نیستند اشتباهشان را قبول کنند .

  2.  انتظار بسیار زیادی از دیگران دارند .

  3. انتقاد بسیار زیاد از دیگران دارند . به بسیار زیاد توجه داشته باشید .

  4. بسیار بدبین هستند و هر چیزی را بد برداشت می کنند حتی رفتار های خودشان را .

  5. خودشان و وضعیتشان را دائما با دیگران مقایسه می کنند ، به جای اینکه تمرکز کنند روی آن رسالت و مأموریت و کاری که در زندگی بر عهده آن ها است ، فقط خودشان را مقایسه میکنند ؛ فلانی آن ماشین را خرید ، فلانی آن خانه را خرید ، فلانی آن کار را کرد .

  6. قسمتی از افرادی که عزت نفس پایین دارند همیشه خودشان را مقصر می دانند .

  7.  افراط و تفریط در قدرت و وقتی قدرتی را به دست می آورند فقط می خواهند بزنند بکوبند و جلو بروند و با نابود کردن و حذف افراد است که حس خوب پیدا می کنند .

  8. عدم تغییر باور ؛ باورهایشان را به راحتی تغییر نمی دهند حتی اگر یک چیز اشتباه را بدانند که اشتباه است ، حتی اگر دیگران به او بگویند حتی اگر آموزش ببیند ، به راحتی در ذهن و قلبش رسوخ نمی کند که این کار اشتباه است . روی باورهای اشتباه خودشان تکیه دارند .

  9.  همیشه از دیگران طلبکار هستند و احساس می کنند دیگران به آن ها بدهکار هستند و باید طلبشان را بدهند ، از دولت ، حکومت ، همکار ، مغازه دار ، همسایه بغلی .

  10. همیشه به دنبال تأیید دیگران هستند .

  11. در بحث ارتباطات خجالت می کشند حرف خودشان را بزنند .

  12. عدم توجه به مسئولیت پذیری ؛ این آدم ها مسئولیت پذیر نیستند .

  13. عدم تحمل رشد دیگران ؛ حاضر نیستند رشد و پیشرفت دیگران را هم تحمل کنند .

  14. یک خصوصیت بد دیگری که این افراد دارند موضوعی به نام اضطراب اجتماعی است ؛ یک اضطراب اجتماعی فوق العاده بالایی را دارند تحمل می کنند .

ببینید فردی که عزت نفس پایینی دارد همه این خصوصیات را با هم ندارد ، می تواند بعضی از این ها را داشته باشد ، می تواند چند تا از این خصوصیات  را داشته باشد ، می تواند یک خصوصیت را داشته باشد و همان دارد نابودش می کند ؛ همیشه خودش را مقصر می داند یا اینکه همیشه دارد خودش را مقایسه می کند ، همین باعث نابودی عزت نفس او می شود . همه این خصوصیات را نباید داشته باشد ، بعضی از این خصوصیات را دارد ، شاید هم فقط یک خصوصیت را دارد . به این توجه داشته باشید.

 
احمدرضا فاضلي

احمدرضا فاضلي

من احمدرضا فاضلي، مدرس و مشاور فن بیان و رشد فردی هستم. اینجا تلاش دارم با آموزش مهارت فن بیان، سخنوری و اعتماد به نفس، کمک نمایم تا قابليت و توانائی های خود را بطور اثربخش ارتقاء و ارائه دهيد و ارتباطاتی قدرتمند و اثر گذار را در زندگی و كسب و كار خود ايجاد نمائيد و قهرمان زندگی خودتان باشید ...
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
مقالات مرتبط
آموزش فن بیان
ارتباط موثر

اهمیت آموزش فن بیان

برای آموزش باید هم وقت بگذارید و هم هزینه کنید وگرنه باید نادانی را تجربه کنید! اهمیت آموزش فن بیان را جدی بگیرید! خیلی از ما دوست داریم که در

ادامه مطلب ⮘
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاهده اطلاعیه

اطلاعیه مهم:

کاربران عزیز به پاس قدردانی از اعتماد شما جوایزی ارزنده برای شما عزیزان در نظر گرفته شده است، کاربرانی که بیشترین فعالیت را در سایت داشته باشند طبق امتیاز کسب شده به آن ها جوایزی ارزنده تعلق میگیرد.

چیکار کنم جایزه ببرم!؟