سخنرانی عمومی, ارتباط موثر, ترس از سخنرانی, سخنرانی مديران, فن بیان, مهارت ارائه, مهارت های ارتباطی, مهارت های كلامی, موفقیت در سخنرانی

شناخت مخاطب در سخنرانی – مخاطب شناسی دقیق

شناخت مخاطب در سخنرانی

شناخت مخاطب در سخنرانی

شناخت مخاطب در سخنرانی و بدست آوردن اطلاعاتی از او در برگزاری یک سخنرانی عالی بسیار حائز اهمیت است.

راهکارهایی برای بدست آوردن اطلاعاتی ارزشمند از مخاطب که در برگزاری یک سخنرانی عالی بسیار اهمیت دارند

در اجرای یک سخنرانی عالی باید بتوانیم ارتباط خوبی با مخاطبان خود گرفته و شناخت کافی از آنها بدست آوریم و برنامه سخنرانی خود را مطابق با علائق آنها به پیش ببریم.

مخاطبان دوست دارند که شما به عنوان یک سخنران برای آنها یک شخصیت جدا نسبت به بقیه افراد قائل شده و تنها برای آنها صحبت کنید!

در ضمن این موضوع را باید مد نظر داشت که نباید در عمل تفاوتی میان مخاطبان قائل شد که چه نژادی دارند مرد و زن و …

با تفاوت قائل شدن میان آنها، در عمل با تیشه به ریشه اعتبار خود زده ایم.

این موضوع را بپذیرید که انسان های مختلفی با ادیان مختلفی در سمینارهای شما حضور پیدا خواهند کرد.

همین باعث می گردد که حساسیت کمتری به مشخصات مخاطبین خود خواهید داشت.

شناخت مخاطب در سخنرانی بگونه ای اهمیت دارد که در صورت توجه نکردن به این موضوع، حتی اگر محتوای شما فوق العاده خوب باشد، سخنرانی شما نتایج دلخواه را نخواهد داشت و منجر به شکست خواهد شد.

 

اما قبل از اینکه در مورد شناخت مخاطبان بپردازیم در مورد یک موضوع مهم در سخنرانی و ارتباطات می پردازیم که در آن، شناخت مخاطب نقشی اساسی دارد.


اکوسیستم سخنرانی

در هر سخنرانی و صحبتی که مقابل جمع دارید، اجزایی اصلی وجود دارند که در موفقیت یا عدم موفقیت شما در سخنرانی نقش بسزایی را ایفا می کنند که این اجزای مهم تحت عنوان اکوسیستم سخنرانی شناخته می شود.

در این مقاله به بررسی این اجزای مهم در اکوسیستم سخنرانی خواهیم پرداخت.

 

اکو سیستم سخنرانی

 

1- مخاطبان در اکوسیستم سخنرانی

مخاطبان شما مهم‌ترین قسمت اکوسیستم سخنرانی هستند!

چراکه صحبت‌های شما اگر شنونده‌ای نداشته باشد، سخنرانی شما چه معنایی دارد؟

پس باید شناخت خوبی از مخاطبان خود به دست آورید تا صحبت‌های شما هم‌راستا با نیازهای و خواسته‌های آن‌ها باشد.

مواردی که در شناخت مخاطبان بسیار مهم هست در زیر بیان‌شده است:

1-1) سن مخاطبان شما چقدر است؟

دغدغه‌های هر سنی متفاوت است! دانشجویان با افراد بازنشسته و خانه‌دار و کارمند متفاوت هستند.

2-1) جنسیت مخاطبان شما چیست؟

صحبت‌ها و طنزهای شما باید متناسب با آن باشد.

3-1) جایگاه فرهنگی مخاطبان شما چیست؟

هر جایگاه فرهنگی برای خود ارزش‌ها و ترجیحاتی دارد که باید مدنظر داشت تا صحبت‌های شما بد تعبیر نشود!

4-1) جایگاه اجتماعی مخاطبان شما چیست؟

هر جایگاه اجتماعی برای خود دغدغه‌ها و مسائل خاص خود را دارد. دانشجویان و بازاریان و کارمندان و … همه دغدغه‌ها و مسائل خاص خود را دارند.

قطعاً اجرا در جمع مدیران سازمانی با اجرای در میان دانشجویان بسیار متفاوت است درسته است؟

5-1) مخاطبان شما در کل چه ترجیحاتی دارند؟

از چه رفتارها و صحبت‌ها و ظاهری خوششان می‌آید.

6-1) چه چیزی مخاطبان شما را خسته می‌کند؟

مخاطبان شما چه ارزش‌هایی برای خود دارند؟

7-1) خط قرمزهای مخاطبان شما چیست؟

8-1) انگیزه مخاطبان شما برای حضور در این جلسه و شنیدن صحبت‌های شما چیست؟

هنگامی‌که می‌خواهید در یک جمع صحبت کنید همه موارد بالا را باید به‌خوبی بررسی نمایید.

البته در فصل‌های و 8 و 5  کتاب ردپای ماندگار ( با بیانی ماندگار) همه این موارد را به‌خوبی تشریح خواهیم کرد.

 

مقاله شناخت مخاطبان در سخنرانی را حتما مطالعه کنید

 

2- سخنران در اکوسیستم سخنرانی:

سخنرانی که شما باشید چه فن بیانی باید داشته باشد؟

سخنران چگونه باید با مخاطبان خود ارتباط برقرار نماید و موضوع خود را به‌خوبی در ذهن آن‌ها قرار دهد؟

چگونه اجرا نماید که مخاطبان حس خوبی نسبت به او داشته باشند؟

مهارت‌های کلامی و تکنیک‌هایی سخنرانی که باید اجرا نماید چیست؟

همه این موارد و مواردی دیگر که می‌تواند سبب تأثیرگذاری و اثربخشی بیشتر کلام سخنران می‌شود را در فصل 7 کتاب ردپای ماندگار (با بیانی ماندگار ) مورد بررسی دقیق قرار داده‌ایم.

تعیین یک هدف بزرگ برای سخنرانی و موضوعی جذاب برای سخنرانی که برای مخاطبان اثربخش باشد می‌تواند موفقیت سخنرانی شما را تضمین نماید.

یک سخنران باید از ته دل و با صمیمیت و اشتیاق صحبت نماید و احساسات خود را به‌خوبی در کلام خود نشان دهد. این احساسات ابرازشده می‌تواند سبب شود که مخاطبان با سخنران به‌راحتی ارتباط برقرار نمایند و موضوع را به‌خوبی درک نمایند.

همچنین یک سخنران باید پوشش مناسب سخنرانی و زبانی بدنی قدرتمند در اجرای خود داشته باشد تا بتواند توجه مخاطبان را به‌خوبی به موضوع سخنرانی نماید.

در مورد سخنران در فصل‌های 4 و 8 کتاب ردپای ماندگار (با بیانی ماندگار ) توضیحات جامع و کاملی ارائه‌شده است.

چرخه يا اكو سيستم سخنراني

3- محتوا در اکوسیستم سخنرانی:

محتوایی که برای سخنرانی انتخاب می‌شود چه شرایطی باید داشته باشد؟

از کجای محتوا باید شروع کرد و چه مسیری را باید طی کرد تا صحبت‌های سخنران، جذاب و کاربردی به نظر برسد؟

محتوای خود را چگونه باید جمع کرد تا به اثربخشی و هدف مدنظر برسیم؟

برای جمع‌آوری این محتوا باید چه‌کارهایی انجام داد؟

در این مورد در فصل 6 و 7  کتاب ردپای ماندگار (با بیانی ماندگار ) بیشتر و دقیق‌تر صحبت خواهیم کرد.

4- محیط  در اکوسیستم سخنرانی:

فضائی که سخنران و مخاطبان در آن هستند بسیار مهم و قابل‌توجه هست.

فضائی که در آن هستیم می‌تواند تعیین‌کننده پوشش و صحبت‌های ما و نحوه اجرای ما هم باشد.

برای اینکه سخنران بتواند به‌خوبی محتوای خود را به مخاطبان برساند باید وسایل موردنیاز در این فضای موردنظر مهیا باشد.

سخنران باید در موقع وقوع هر اتفاقی در محیط سخنرانی، با تیز حسی و هوش بالای خود شرایط را سریع بررسی نموده و یک کار یا صحبت هوشمندانه‌ای را فوراً اجرا نماید. در شرایط وقوع رخداد، مخاطبان بسیاری حواسشان به سخنران است که ببینند سخنران چه واکنشی را انجام می‌دهد و چه میزان اعتمادبه‌نفس دارد؟!

به‌طور مثال: برای قطعی میکروفون و سیستم صدا:

می‌توان این موضوع را به طنز گرفت و بیان نمود که:

“به دنبال راهی برای افزایش تُن صدا بودید که فرصتی پیش نیامده بود تا تمرین کنید. خدا را شکر که میکروفون قطع شد تا تُن صدای من بالاتر برود و تمرینی کرده باشم!”

در این حال هم به صحبت‌های خود ادامه دهیم.

البته باید برای هر حادثه‌ای یک عکس‌العمل خوبی را برای خود و در آن شرایط طراحی کرد و در ذهن مجسم کرد تا در شرایط واقعی به‌راحتی بتوان عکس‌العمل نشان داد. در اینجا خلاقیت و تصویرسازی اتفاقات مختلف بسیار حائر اهمیت است.

در هنگام طراحی پیکره سخنرانی، باید تمامی مواردی که در سخنرانی احتمال وقوع دارند را هم بررسی نموده و در پیکره‌بندی لحاظ نمود.

هرکدام از این اجزای اصلی اکوسیستم سخنرانی را در کتاب ردپای ماندگار (با بیانی ماندگار ) به‌خوبی توضیح داده‌ایم و قطعاً با یادگیری الزامات مربوط به این اکوسیستم، می‌توانید سخنرانی‌هایی اثرگذار و اثربخش را در جلسات کاری، فروش، مذاکره، برگزاری همایش‌ها و کارگاه‌های آموزشی ارائه نمایید.

آموزش سخنراني و فن بيان

مشاهده مشخصات کتاب ردپای ماندگار (با بیانی ماندگار)

 


تحلیل و بررسی و شناخت مخاطب در سخنرانی به شما کمک می کند که مسائل زیر را بررسی نمائید:

سخنران باید بداند که :

مخاطب چه چیزی دوست دارد؟

مخاطب چه چیزی دوست ندارد؟

مخاطب چه چیزی نیاز دارد؟

مخاطب چه توقعاتی از شما دارد؟

مخاطب چقدر به موضوع دانش دارد؟

مخاطب چه حسی اصلا به حرف های او دارد؟

مخاطب به چه ادبیات بیانی نیاز دارد؟

اصلا مخاطب چه پیش فرض ها و اندیشه ای در سر دارد؟آ

آیا مخاطب اصل موضوع را قبول دارد؟

مخاطب ما اصلا چه چیزی می بیند؟

حال با توجه مسائلی که درباره لزوم شناخت مخاطب بیان گردید، دانستن چه چیز هایی در مورد مخاطب حائر اهمیت است؟

شناخت مخاطب در سخنرانی
شناخت مخاطب در سخنرانی - مخاطب شناسی دقیق 42

ارزش های مدنظر، باورها و ترجیحات برای شناخت مخاطب در سخنرانی 

۱ترجیحات مخاطبان

مخاطبان از چه چیز هایی خوششان می آید، از چه جایی بودن لذت می برند و از چه پوشش و چه افرادی خوششان می آید و …

باید توجه داشت که مخاطبان ما از چه طرز لباس پوشیدنی خوششان می آید.

مثلا در جوهای دانشگاهی پوشیدن کت و شلوار بسیار حائر اهمیت است و در مکان های ورزشی برای ورزشکاران صحبت کردن پوششیدن لباس معمولی و حتی ورزشی بسیار جالن و جذای می باشد.

۲باورهای مخاطبان

باورها، اعتقادات و افکاری است که مخاطبان به آنها اعتقاد راسخ دارند و برای تائید آنها دلایل  و صحبت های بسیاری دارند.

باید بدانیم که باور مخاطبین ما نسبت به موضوع سخنرانی چیست و چگونه به آن فکر می کنند و بسته به نوع فکر کردن آنها، می توان متن سخنرانی را مناسب باورهای آنها اصلاح کرد.

۳ارزش های مخاطبان

ارزش ها اصول اساسی افراد درزندگی هستند.

اینکه فرد چه چیزی را درست یا نادرست می داند.

برای جامعه ما در زمینه فرهنگی بسیاری از خانواده ها دغدغه ….

چه چیزی را بعنوان ارزش تلقی کرده و از سخنران چه انتظاراتی دارند؟

نحوه راه رفتن، نوع  پوشش سخنران، لحن حرفزدن و بسیاری موارد دیگر را سخنران باید با توجه به جمع حاضر انتخاب کند.

مثالی از شناخت مخاطب در سخنرانی

بعنوان مثال در یک جلسه سخنرانی ، سخنران که در مورد آداب معاشرت تجاری صحبت می کرد یکی از حضار را به بالای سن دعوت کرده و به حضار گفت که من شایسته صحبت کردن در مورد تربیت فرزند هستم یا این آقا؟!

سخنران که وجه ای تجاری منش داشت و آن فرد مورد نظر که چهره ای موجه و پوششی قابل اکرام در زمینه تربیت فرزند داشت، حضار فرد دعوت شده را انتخاب کردند!

باورها ، ارزش ها و ترجیحات، هویت مخاطبین را شکل می دهد و دانستن بیشتر در مورد آنها، ما را شناسایی هر چه بیشتر آنها و تدوین متن سخنرانی کمک می کند.

حال چگونه به باورها، ارزش ها و ترجیحات مخاطبان خود پی ببریم و سخنرانی خود را حول آنها تدوین کنیم؟

بدنبال چه خصوصیاتی و مشخصاتی در مخاطبان خود باشیم که این سه عامل اساسی را برای ما نشان دهند؟

۱اولین مورد خصوصیات شخصی می باشد که به آن مشخصات جمعیت شناسی هم می گویند.

۱-۱–  تعداد مخاطبان

تعداد مخاطبان از این نظر اهمیت دارد که سبب تغییرات اساسی بر روی برنامه ریزی سخنرانی می گردد.

هر چه تعداد مخاطبان بیشتر باشند ساخنارها و برنامه ریزی ها بیشتر و پیچیده تر خواهد بود.

در تعداد زیاد سخنرانی بدلیل جو حاکم ،  سخنرانی باید از مقدمه و ساختار و نتیجه گیری برخوردار باشد.

در این حالت میزان تعامل سخنران و مخاطب بسیار کم است و سوالات مخاطبان نیز بسیار کم خواهد بود.

۲-۱–  سن مخاطبان

سن مخاطبان بدلیل داشتن دغدغه های متفاوت در دوره های مختلف زندگی بسیار اهمیت دارد.

مثلا افرادی که بازنشسته هستند بیشتر دغدغه های آنها مالی و پزشکی است و جوانان دارای دغدغه های کاری و زندگی و ازدواج هستند.

۳-۱جایگاه احتماعی و فرهنگی

افراد در جایگاههای مختلف اجتماعی و فرهنگی دارای تفکرات و مدل های ذهنی و طرز رفتار و عادات و سبگ خاصی از زندگی  متفاوتی هستند که باید سخنران یه آن توجه نماید.

۴-۱–  ترکیب زن و مرد

در جلسات سخنرانی بسیار مهم است که مخاطبان ما از چه جمعبت جنسی برخوردار هستند.

هر چه این جمعیت حالت متعادل تری داشته باشد جلسه خوب و کم تنشی خواهد بود.

۲خصوصیت بعدی تمایلات نسلی می باشد.

۱-۲ویژگی های فیزیکی مخاطب

مخاطب ما یک انسان است که نیازهای اساسی و اولیه ای دارد که ما بعنوان سخنران باید آن را در نظر بگیریم.

اینکه مخاطب ما برای نشستن طراحی نشده است و باید بلند شود و هر از چندی حرکتی داشته باشد و یک ورزش مختصری انجام دهد.

مخاطب ما نیار به یک تغذیه سالم دارد تا خستگی از او رفع شود.

پس به نیازهای و ویژگی های مخاطب خود توجه داشته و آنها را برای سخنرانی خوب خود برطرف کنید!

 ۲-۲–  ویژگی های ذهنی

مخاطبی که با آن روبرو هستیم نمی تواند مدت زیادی تمرکز کند و باید تمرکز او را با وسایل مختلف بر گردانیم. از جمله سوال پرسیدن

نکاتی هم که بیان می شود باید در حد ۲ تا ۴ نکته باشد که در ذهن مخاطب جای گیرد.

البته باید سع ی گردد که اطلاعات بیشتر بصورت تصویری باشد که در ذهن مخاطب حک شود.

۳خصوصیت بعدی ، صفات روانشناختی می باشد.

این خصوصیت به نیازها و انگیزه های مخاطبان مربوط می گردد.

۱-۳–  بررسی انگیزه مخاطب

گاهی اوقات مخاطب نسبت به موضوع بیان شده علافه ای ندارد و برای ایحاد انگیزه در او باید بتوانیم یک پل ارتباطی با او ایجاد کنیم.

صحبت های خود را با بیان جملاتی آغاز کنیم که بداند در صحبت های ما نفعی برای او وجود دارد.

مثلا اگر برای یکسری از افرادی صحبت می کنیم که آنها را خارح از زمان اداری به جلسه ما کشانده اند و به زور آمده اند و در مورد تربیت فرزند می خواهیم صحبت کنیم می توانیم یک پل ارتباطی با سوالات زیر ایچاد کنیم:

چه کسانی فرزند دارند؟

چه کسانی دوست دارند فرزند آنها در آینده صاحب کسب و کار خوبی شود؟

چه کسانی دوست دارند تا فرزند آنها به دانشگاه برود؟

چه کسانی دوست دارند فرزند آنها مسیرهای تعالی و رشد فردی و روانی و اجنماعی را بخوبی طی کند و دارای ارتباطات موثر باشد؟

با بالا رفتن دست مخطبان یعنی شما گام بلندی در راستای ارتباط با آنها برداشته اید..

۲-۳–  نگرش مخاطب به صحبت من

سخنرانی حرفه ای عمل می کند که بازخورد مخاطب را با حرف خود بداند و بداند که مخاطب چه ارتباطی با پیام او توانسته ایجاد کند.

همگی اینها در یک ارتباط موثر با مخاطب مهم و اثر گذار خواهد بودو عدم شناخت مخاطب در اصل یعنی نقطه نابودی سخنران و به اصطلاع خود زنی!!!

بعد از جمع بندی و جواب دقیق دادن به این سوالات است که سخنران می تواند براحتی یک مدل ذهنی خوبی از مخاطبان خود بدست آورد و

با توجه به آن مدل، برای سخنرانی خود و صحبت های خود بگوه ای برنامه ریزی نماید که به ترجیحات و نیازها، علائق، نگرش ها، باورهای و ارزش های آنها را پوشش دهد.

یکی از تئوری های خوب در زمینه نیاز و انگیره، تئوری انگیزشی کلایتون آلدرفر (ERG) می باشد که بیان می کند بیان می کند چگونه نیازهای افراد آنها را بر می انگیرد و وادار به حرکت می کند.

با استفاده از این تئوری می توان براحتی نیازهای افراد و مخاطبان خود را بدست آورد و فهمید که آنها به چه موضوعی برای سخنرانی علاقه مند هستند.

شناخت مخاطب در سخنرانی
شناخت مخاطب در سخنرانی - مخاطب شناسی دقیق 43

نظریه بودن، وابستگی و رشد (ERG) – شناخت مخاطب در سخنرانی

نظریه انگیزشی کار که توسط کلایتون آلدرفر (Clayton Alderfer) ارائه و توسعه یافت.

او سه نیاز اساسی را برمی‌شمارد.

۱-نیازهای بودن (Existence Needs)،

۲- وابستگی (Relatedness Needs)

۳-  نیازهای رشد. (Growth Needs).

که بطور خلاصه می توان سه حرف انگلیسی ERG نشان داد.

۱نیازهای بودن:

پایین‌ترین سطح نیازها، مربوط به بقای جسمانی و ادامه حیات  است که شامل نیاز به غذا، آب، مسکن، سلامت جسمانی بوده و سازمان می‌تواند این نیازها را از طریق دستمزد، مزایای جنبی، محیط کاری ایمن و امنیت شغلی برآورده سازد:

وقتی موضوع سخنرانی ما ، تغذیه سالم و کارمند سالم و با انگیزه باشد، قاعدتا این لایه از نیاز روانشناختی مخاطبان را مورد هدف قرار داده ایم.

۲نیازهای وابستگی :

این نیاز بستگی به این دارد که مردم چگونه با بکدیگر و محیط اجتماهی اطراف خود ارتباط دارند.

و شامل تعامل با دیگران است و رضایت از این روابط اجتماعی که سبب حمایت عاطفی، احترام، شناخت و تعلق می‌گردد.

نیازهای وابستگی در مشاغل می‌تواند از طریق تعامل با همکاران و دوستان و در بیرون از شغل با خانواده ودوستان برآورده شود:

وقتی عنوان سخنرانی ما، ایجاد رابطه اجتماعی، احترام و شکوفایی و پیشرفت شغلی باشد، افرادی که در این بخش از نیازهای روانشناختی ، مشکل دارند پای صحبت های ما می نشینند.

۳نیازهای رشد:

بر خود تمرکز دارد، مثل نیاز ما برای رشد شخصی و توسعه و احترام . این نیازها می‌تواند به نحو کامل به وسیله استفاده از مهارتها و توانایی ‌هایمان برآورده شود.

اگر در یک شغل چالش، اختیار و خلاقیت وجود داشته باشد می‌تواند نیازهای رشد را ارضا کند.

وقتی که عنوان سخنرانی ما رشد شخصیتی و ثروتمند شدن می باشد، ابن لایه از نیازهای روانشناختی را هدف گرفته ایم.

همه این نیازها می‌توانند در یک زمان معین ما را تحت تأثیر قرار دهند.

برآورده شدن یک گروه از نیازها به معنی منجر شدن خود به خود به نیاز سطح بالاتر نیست.

اما محرومیت از نیازهای وابستگی و رشد می‌تواند به بازگشت به نیاز بودن منجر شود.

آلدرفر می‌گوید: هنگامی که یک فرد به دلایلی از برآورد یک نیاز منصرف گردید، مجدداً توجهش را روی یک نیاز اساسی‌تر متمرکز خواهد نمود.

به عنوان مثال: اگر یک کارمند نتوانست در شغل خود حمایت عاطفی یا شناخت به دست آورد (نیازهای وابستگی)

ممکن است حقوق بالاتر و یا مراقبتهای بهداشتی بهتر (نیازهای بودن) را به جای تلافی شکست در برآوردن دیگر نیازها را مطالبه کند.

مثالی کاربردی

مقابل آلدرفر می‌گوید: که ارضای یک نیاز ممکن است شدت آن را افزایش دهد.

برای مثال اگر یک شغل به میزان زیادی، چالش و خلاقیت را فراهم نمود، نیاز رشد ممکن است قوی‌تر گردد و کارکنان را در جستجوی چالش‌های بیشتر و بزرگتر هدایت کند.

همگی این نیازها و خصلت های اجتماعی و خصوصیاتی که بیان گردید، همگی بر روی باورها، ارزش ها و ترجیحات فرد تاثیر مستقیم داشته و ما با تیز حسی و توجه به این علایم می توانیم تا حد زیادی ، آنها را بدست آوریم.

نکته ای که بسیارمهم است این است که نه تنها قبل از سخنرانی بلکه در حین سخنرانی هم  باید دائم از روی واکنش ها ی مثبت و منفی شرکت کنندگان نقاط  ضعف و قوت خود را شناسایی کرده و علاوه در آن سخنرانی در سخنرانی های بعدی هم لحاظ گردد.

اگر اين مطب در مورد شناخت مخاطب در سخنرانی برای شما مفيد بود مي توانيد به دوستان خود هم معرفی نمایید.

 

شخصيت شناسي بر اساس كيفيت حسي

همه ما انسان ها احساس مي كنيم، مي بوييم، مي چشيم، مي بينيم و مي شنويم و سپس اطلاعاتي كه از اين حواس خود كسب مي كنيم را در طول زمان تبديل به عقائد، نگرش، رفتار و خصلت مي كنيم.

هر روز اين كار را به كمك حواس خود انجام مي دهيم و به همين ترتيب شخصيت خود را شكل مي دهيم.

نتيجه اي كه اين روش اطلاعات گيري از اطراف براي ما دارد اين است كه به مرور زمان به كمك اين اطلاعاتي كه از حواس خود مي گيريم، نگرش ها و تفكرات ما شكل مي گيرد و به كمك همين نگرش ها و تفكرات، با ديگران صحبت مي كنيم و ارتباط برقرار مي كنيم.

 

شخصیت شناسی

 

تقسيم بندي انسان ها از لحاظ كيفيت حسي:

انسان ها عموما  از لحاظ كيفيت حسي به سه دسته بصري (Visual)  شنيداري  (Auditory) و احساسي (Kinesthetic) تقسيم بندي مي شوند.

فرض كنيد كه ايمان، رامين و آرمين در يك جلسه مديران شركت داشتند و مي خواهند كه در مورد آن جلسه صحبت هايي را بيان كنند.

ايمان يك فرد بصري مي باشد و با استفاده از تابلويي از واژگان كه در ذهن دارد، بيشتر كيفيت تصويري جلسه و ابهت جلسه را بيان كند :

اوه ديديد چه صندلي و ميز فاخري داشتند و دبير جلسه چه لباس شيك و زيبايي داشت. واقعا محيط اطراف اتاق واقعا جذاب و چشم نواز بود.

رامين يك فرد شنيداري است و  كيفيت آوايي و صداي جلسه برايش جذاب بوده و بيشتر از آن صحبت مي كند :

مدير جلسه واقعا صدايي رسا و واضح داشت و بخوبي كلمات را بيان مي كرد اما در عوض دبير جلسه صدايي خش دار و ناواضح داشت …

آرمين يك فرد احساسي است و از طريق عواطف و احساسات خود ارتباط برقرار مي كند  و بدين ترتيب مي گويد:

جلسه خوبي بود بخوبي مي توانستم انرژي را در اين جلسه حس كنم فقط كاش كمي بيشتر افراد ارتباطات بهتري با هم داشتند …

 

بصري ها اغلب : واژگان تصويري ر ابيان مي كنند.

شنيداري ها اغلب واژگان آوايي و صداها را علاقه دارند.

 و احساسي ها اغلب واژگان عملي وعاطفي را دوست دارند و بكار مي برند.

 

اين مثال براي نشان دادن وضعيت حسي افراد مختلف بود تا نشان دهيم كه چگونه افراد باحس هاي خود با اطراف خود ارتباط برقرار مي كنند و واژگان مخصوص خود را انتخاب مي كنند.

يك نكته مهم :

همه افراد از اين حس ها براي ايجاد ارتباط و درك درو ن ومحيط بيرون خود استفاده مي كنند ولي عموما يك حس بر دو حس ديگر غلبه و برتري دارد و از اين طريق بيشتر اطلاعات خود را دريافت مي كنيم و نگرش ها و تفكر ات خود را پايه ريزي كنيم.

 

مشخصات بيشتر ي از كيفيت هاي حسي

فردي كه بصري است :

بيشتر به ظاهر چيزهاي اطراف خود و خودش توجه دارد و جلوه ها برايش بسيار اهميت دارد و تحت تاثير آنها قرار ميگيرد وصحبت مي كند.

 

شخصیت شناسی

 

فردي كه شنيداري است:

به صداها بيشتر اهميت مي دهد و به كيفيت صداها حساس است.

 

شخصیت شناسی

 

و فردي كه محيط را از طريق احساسات عملي تجربه مي كند:

به كيفيت احساسي هر چيزي از طريق حس بساوايي اهميت مي دهد.

 

4 Scaled

 

تحقيقات نشان مي دهد كه عموما 55 درصد افراد بصري 15 درصد شنيداري و 30 درصد هم احساسي هستند.

 

در مورد افرادي كه مي خواهيد با آنها ارتباط برقرار كنيد اطلاعات خوبي كسب كنيد

 

حسي را كه يك فرد بيشتر از بقيه به آن تكيه دارد را بشناسيد و روشتان را تغيير دهيد تا اين حس را بطور كامل تحت توجه كلمات خود قرار دهيد.

يك مثال كاربردي از شناخت كيفيت حسي:

فرض كنيد كه مي خواهيد در يك جلسه با حضور مديران،‌ در مورد يك موضوع مهم صحبت كنيد. دانستن اين موضوع كه مديران حاضر چه نوع حسي نسبت به دريافت اطلاعات دارند و از طريق چه حسي بيشتر اطلاعات را كسب مي كنند مي تواند در موفقيت شما بسيار موثر و اثر گذار باشد. كلماتي كه شما انتخاب مي كنيد و بيان مي كنيد مي تواند شما ر ا در پيشبرد اهداف خود در اين جلسه بسيار همراهي كند .

براي اينكه بتوانيم با افراد مختلف با حس هاي مختلف ارتباط خوبي را برقرار كنيم و خوب صحبت كنيم بايد بصري ها و شنيداري و حسي ها را بخوبي از هم تشخيص دهيم.

در ادامه مقالات بعدي در اين مورد بشتر صحبت خواهيم كرد .

 

در اين مقاله سعي داريم تا در مورد روش هايي براي شخصيت شناسی حسی و ادراکی صحبت كنيم.

شخصيت شناسی حسی و ادراکی از طريق سرعت صحبت كردن

براي شخصيت شناسی حسی و ادراکی روش هاي مختلفي وجود دارد كه يكي از اين روش ها، شخصیت شناسی افراد بر اساس سرعت صحبت كردن آن ها مي باشد. (یک نوع دیگر شخصیت شناسی MBTI)

بصري ها معمولا خيلي تند حرف مي زنند. احساسي ها غالبا شمرده شمرده صحبت مي كنند و شنيداري ها بين اين دو گروه قرار دارند .

 

بصری احساسی شنیداری

 

شخصيت شناسی حسی و ادراکی از طريق ظاهر و رفتار

افراد بصري:

به كيفيت ظاهري هر چيزي اهميت فراوان مي دهند. قبل از قبول كردن هر چيزي، به مدرك و سند نياز دارند تا آن را بخوبي درك كنند. قدرت تصوير سازي خوبي دارند و در مورد هر چيزی كه با آن ها صحبت مي كنيد تصويري سازي مي كنند و با اطمنيان فكر مي كنند و همين باعث مي شود تند تند صحبت كنند.

هنگامي كه حرف مي زنند از بالا به چپ و راست خود زياد نگاه مي كنند و در حال تصوير سازي هستند. اين افراد از دست هاي خود در حين صحبت هم زياد استفاده مي كنند.

 

افراد بصری

 

افراد بصري عموما هم شيك پوش و آراسته و تميز هستند و به ظاهر خود اهميت قائل هستند.

بصري ها در مشاغل مختلف هستند و در جايي كه اعتماد به نفس بالا مي خواهد و بايد در مورد هر كاري تصميم گيري سريع كرد، خوب هستند. آن ها به دنبال مديريت و سرگروهي هستند و در مورد انجام هر كاري تصوير ذهني خوبي دارند.

 

افراد شنيداري:

افراد شنيداري به صداهايي كه مي شنوند بسيار خوب واكنش نشان مي دهند. آن ها از كلمات جذاب لذت مي برند و عاشق گفتگو هستند. اما همه چيز بايد كامل و مناسب باشد تا براي آن ها گوش نواز باشد.

افراد شنيداري معمولا صداي دلنشين و دلنواز و آهنگين دارند و پر نفوذ دارد. همانند بصري ها ولي كمتر از آن ها، اشاره به اطراف و نگاه به اطراف دارند و بيشتر چشمان خود را به اطراف و سمت گوش ها ي خود مي برند تا سر خود ( مانند بصري ها ).

 

افراد شنیداری در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

در جايي كه واژگان صدا در جريان است پاي شنيداري ها هم به ميان مي آيد. گويندگان و مجري ها و مشاوران و نويسندگان و … عموما افرادي شنيداري هستند.

 

ویژگی های افراد احساسي در شخصيت شناسی حسی و ادراکی:

براي احساسي ها بايد همه چيز حساس، قابل اعتماد و رضايت بخش باشد. اشاره هاي آن ها بي تكلف و ساده است. بعضي از احساسي ها، بسيار شمرده شمرده صحبت مي كنند و جزئيات بسياري را به كلام خود اضافه مي كنند و عموما شايد از اصل ماجرا دور شوند و صداي بصري ها و شنيداري ها را در مي آورند!

واقعيت اين است كه تبديل كردن احساسات به واژگان بسيار سخت تر و زمانبر تر از تبديل تصاوير و صداها به واژگان مي باشد و همين سبب شمرده شمرده صحبت كردن آن ها مي شود.

 

ویژگی افراد احساسی در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

 

عموما در حين صحبت هم به سمت پائين و به سوي احساسات خود نگاه مي كنند. افراد احساسي بيشتر هم دوست دارند كه اشيا را لمس كنند تا درك خوبي از آن داشته باشند.

 

نشانه هاي چشمي در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

هنگامي كه از افراد مختلف در مورد مطالب مختلف سوال مي شود، حركات چشم آن ها قابل تامل است.

اگر به فردي گفته شود – تصورش را بكن – ناخودآگاه چشمان او به بالا و به چپ و راست مي رود ( در حال تصوير سازي ) و وقتي در مورد واژگان و كلمات صحبت مي شود مردمك چشم به سمت چپ و راست مي رود ( به ياد آوري اطلاعات آوايي ).

هم چنين وقتي در مورد احساسات و عواطف صحبت مي شود چشم ها پائين و به سمت چپ و راست مي رود. ( دستيابي به احساسات )

نكته مهم ديگر اين كه هنگامي كه به سمت چپ نگاه مي كنند اطلاعات را به ياد مي آورند و هنگامي كه به سمت راست نگاه مي كنند آن اطلاعات را سازماندهي مي كند.

 

 

شخصیت شناسی

همه اين حركت هاي شش گانه سبب مي شود كه بتوان افراد را تقسيم بندي كرد كه در چه گروه حسي قرار مي گيرند و با چه حسي بيشتر به تفكر در مورد يك موضوع مي پردازند.

اين نمودار را فرض كنيد كه به پيشاني طرف مقابل شما چسبيده است. به كمك آن و حين صحبت با فردي و سوال پرسيدن از او مي توان حس غالب او را در درك اطلاعات بدست آورد.

 

پرورش مهارت به منظور شناسايي اولويت حسي ديگران، نشانه توجه بسيار به ديگران در ارتباطات مي باشد. همين سبب مي شود تا مردم به صحبت و رابطه با شما علاقمند شوند.

شخصيت شناسی حسی و ادراکی به كمك نشانه هاي كلامي 

خب تا اینجای مقاله در مورد شخصیت شناسی بر اساس كيفيت حسي و ادراكي آنها صحبت شد و چند مورد از نحوه شناخت افراد بر اساس كيفيت حسي و ادراكي را بيان كرديم.

در ادامه سعي داريم تا شخصیت شناسی افراد بر اساس كيفيت حسي و ادراكي را به كمك كلمات و جملاتي كه افراد به كار مي برند مورد بحث قرار دهيم.

افراد هنگامي كه مي خواهند در مورد يك چيزي صحبت كنند و از واژگان استفاده كنند عموما اين حس برتر آن هاست كه تجربيات آن ها را به واژگان تبديل مي كند.

 

شخصيت شناسی حسی و ادراکی

 

نشانه های كلامی افراد بصری :

استفاده از واژگان بصري و استعاره، عموما  نشان از بصري بودن يك فرد دارد. افرادی كه بصري هستند تجربيات و صحبت هاي خود را رنگ مي كنند! آن چنان از كلمات استفاده مي كنند كه هر چيزي را براي شما بصورت بصري توضيح مي دهند كه ديگران مي توانند آن را ببينيد!

كلمات مورد استفاده بصري ها در ارتباطات :

دورنما تاريك درخشان ظاهر شدن كوركورانه روشني
تصور به وضوح روشن كردن به تصويري كشيدن بينش بصيرت
به تصوير كشيدن آشكار شدن چشم انداز مجسم كردن چشم ذهن صورت خيال

 

ویژگی افراد بصری در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

 

طرز صحبت كردن افراد بصري :

تیک آبی خودت را چگونه مي بيني؟

تیک آبی مي توانم تصور كنم كه چه مي گويي؟

تیک آبی موضوع بحث براي من واضح نيست.

تیک آبی مي تواني تصور كني؟

تیک آبی مي توانيد كمي مطالب را روشن تر بيان كنيد.

تیک آبی راهي روشن را پيش روي خود مي بينيم.

نشانه های كلامی افراد شنيداری :

اين افراد كلمات را به وضوح و رسا بيان مي كنند و دوست دارند كه طرف مقابل آنها هم اين موضوع را رعايت كند و به وضوح بيان كند تا يك گفتگوي لذت بخش رقم بخورد.

كلماتی كه عموما شنيداری ها استفاده می كنند :

مذاكره بي صدا منظور خودت را خوب بيان كن حرف زدن همنوا پرسيدن گزارش دادن
بيان كردن وسوال كردن شنيدن رسا واضح ساكت سخن گفتن صداي دلنواز
صداي دلخراش گفتن نحوه بيان نحوه صحبت جيغ زدن زبان خفته تذكر دادن

 

ویژگی افراد شنیداری در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

 

طرز صحبت كردن افراد شنيداري :

تیک آبی شمرده و واضح صحبت كنيد.

تیک آبی خوب به من گوش بده.

تیک آبی صدايش در گوشهايم مانده است.

تیک آبی اين رنگ خيلي جيغ نيست؟

تیک آبی لحن صدايش دلنوازه!

تیک آبی نحوه كار را براي من توضيح دهيد.

تیک آبی دوست دارم در مذاكره هر دو طرف صحبت هاي خود را بخوبي بيان كنند.

تیک آبی مراقب صحبت هاي خود باش.

تیک آبی گوش هايت را به من بده!

تیک آبی بيشتر بگو

نشانه هاي كلامي افراد احساسي : 

احساسي ها از عواطف خود كمك مي گيرند تا يك حادثه و ماجرا را براي ديگران بيان كنند.

در حين صحبت با آن ها از همان بيان احساسي استفاده كنيد تا با آن ها هماهنگ و همنوا شويد. كه اين كار احساسي را در نتيجه توجه به احساساتشان،‌ متاثر مي كند .

كلمات مورد استفاده احساسي ها  :

احساس كردن فشار آوردن شارژ روحي قابل تحمل جابجا كردن لمس كردن
با آرامش انجام دادن تماس گرفتن حساس كردن احساساتي پر هيجان بي عاطفه
خشن پريشان محسوس با ملايمت دلگرمي طاقت فرسا

 

 

ویژگی احساسی ها در شخصيت شناسی حسی و ادراکی

 

طرز صحبت كردن افراد احساسي :

تیک آبی در اين مورد چه حسي داريد؟

تیک آبی اين اتفاق مرا تحت تاثير قرار داد.

تیک آبی با او تماس مي گيرم.

تیک آبی نمي شود بر روي يك چيز اصرار كرد.

تیک آبی احساس كردم كه فردي منظم و خونسر د است.

تیک آبی بيا پاي مذاكره تا صحبت هاي خود را  سبك و سنگين كنيم.

 

با استفاده از كلمات و جملاتي كه افراد در گفتگوها و ارتباطات خود استفاده مي كنند مي توان براحتي با استفاده از مطالب بيان شده، كيفيت حسي و ادراكي آنها را تشخيص داد.

 

پرورش مهارت به منظور شناسايي اولويت حسي ديگران، نشانه توجه بسيار به ديگران در ارتباطات مي باشد. همين سبب مي شود تا مردم به صحبت و رابطه با شما علاقمند شوند.

برای دیدن ویدئوهای رایگان و آموزشی در این حوزه حتما به پیج اینستاگرام ما سر بزنید.

 

درباره احمدرضا

من احمدرضا فاضلي، مدرس و مشاور فن بیان و رشد فردی هستم. اینجا تلاش دارم با آموزش مهارت فن بیان، سخنوری و اعتماد به نفس، کمک نمایم تا قابليت و توانائی های خود را بطور اثربخش ارتقاء و ارائه دهيد و ارتباطاتی قدرتمند و اثر گذار را در زندگی و كسب و كار خود ايجاد نمائيد و قهرمان زندگی خودتان باشید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =