مدیران هر روز در معرض جلسات کاری مختلفی در مجموعه خودشان می باشند و در بعضی از جلسات بایستی که بتوانند بخوبی صحبت کرده و توجه جمع حاضر را برانگیزند.
همانگونه که می دانید برای اجرای یک سخنرانی خوب در جمع و بیان نظرات متقاعد کننده و جذاب، نیاز به تمرین و ممارست در این مسیر، یعنی مسیر سخنرانی در جمع، دارید.
قرار گیری در مسیر سخنرانی علاوه بر کسب دانش سخنرانی و یادگیری آن، به تمرین و ممارست و قرار گیری این تمرین در برنامه روزانه و هفتگی ما دارد.
وقتی که تمرین و ممارست در سخنرانی در برنامه روزانه ما قرار گیرد، این فعالیت تبدیل به یک عادت در زندگی ما می شود. البته یک عادت مثبت و سازنده و اثر بخش…
عادی شدن یک رفتار در زندگی ما برای مغز ما بسیار جذاب می باشد. چرا که مغز ما علاقه به انجام کارهای ساده و تکراری و کارهایی دارد که کمترین میزان انرژی صرف شود!
پس هر چه در یک کار تمرین کنیم و در برنامه روزانه ما قرار گیرد برای مغز ما جذاب خواهد شد و آن کار را براحتی در طول  زمان  ترک نمی کند، چرا که به آن عادت کرده است!
پس وظیفه ما بعنوان یک مدیر کارامد و اثر بخش، عادی کردن فعالیت هایی مفید همچنان سخنرانی و تمرین سخنرانی در جمع، در برنامه روزانه و هفتگی ما می باشد تا بتوانیم با صحبت های موثر و جذاب خود، علاوه بر جلب توجه مخاطبان، مسیر درست کار و زندگی را به کارکنان هدیه دهیم.

 

در اینجا شما را به دیدن یک  فیلک جذاب و تاثیر گذار در زمینه مسیر عصبی دعوت می کنم.

یک فیلم  موثر و جذاب در زمینه شکل گیری مسیر عصبی در ذهن:

 

فیلم آموزش مسیر عصبی در یادگیری

 

این فیلم ابتدا در مورد مسیر عصبی در مغز ما، توضیحاتی می دهد.

مغز ما هزاران میلیارد سلول مغزی دارد که بهم متصل هستند. و یادگیری هم زمانی شکل می گیرید که یک مسیر بین سلول ها ساخته یا تقویت گردد. وقتی پالس الکتریکی از سلولی به سلول دیگری می رود و ارتباطی در مغز ما ایجاد می گردد فاصله کوتاهی بین سلول ها وجود دارد که سیناپس نام دارد و وقتی می خواهیم چیزی یاد بگیریم سیگنال های الکتریکی باید از این فاصله کوتاه و شکاف بپرند .

 

 

فاصله بین دو سلول مغزی بسیار کوتاه است و این برای یک الکترون کار ساده ای نیست و مثل اینکه می ماند که بخواهیم از شکاف دو دره عبور کنیم!

عبور کردن از این شکاف اطلاعاتی به ما می دهد که مشابه روند یادگیری می باشد. وقتی اولین سیگنال می خواهد از این شکاف عبور کند سخت ترین کار را دارد. به ازای هر بار عبور از این دره، و پرش الکترونی، کار ساده و ساده تر می شود  شبیه این است که اولین بار چیزی را یاد بگیریم .

شروع یک کار سخت ترین قسمت آن است. اما هر چه این رفت آمد بیشتر شود ( مثل رفت آمد صخره نوردها میان دو دره) یک مسیر عصبی محم و مکحم تر و قوی تر شکل می گیرد.

 

 

 

وقتی بار ها و بارها کاری را انجام می دهیم و این حرکت و تمرین ( مثل تمرین سخنرانی) تکرار می شود ما می توانیم بدون دردسر در ادامه انجامش دهیم و اینجنین است که ما چیزی را بخوبی یاد می گیریم. 

بنابراین اگر بخواهیم فعالیتی جدید را شروع کنیم یک موج الکتریکی (سیناپس) باید بین دو سلول حرکت کند و بدلیل فاصله بین دو سلول این کار در دفعه اول بسختی انجام می شود ( مثل تمرین سخنرانی در ابتدای کار).

بعد از عبور موج الکتریکی میان دو سلول، دیگر در دفعات بعدی و وقتی که بخواهیم کار مورد نظر را تکرار کنیم، این کار را براحتی اجرا می کنیم.

دردنیای واقعی هم این کار را به مانند قرار دادن مسیر عبوری و پل میان دو دره نمایش داده است.

 

یک اقدامک موثر:

در برنامه روزانه خود، تمرین روزی ۵ دقیقه سخنرانی در جمع، را برای خود بنویسید و در هر شرایطی که در طول روز برای شما پیش می آید، تحت هر شرایطی، این ۵ دقیقه را اجرا نمائید.

اگر هم می توانید این ۵ دقیقه را ضبط نمائید تا هم به نقاط قوت و نقاط اصلاحی کار خود پی ببرید و هم اگر مای بودید برای ما بفرستید تا آن را بصورت رایگان تحلیل کنیم.