انسان ها برای اینکه منطق را بفهمند در وضعیت آرمانی خود نیستند، برای فهمیدن داستان در وضعیت آرمانی هستند!         راجر سی. شانک.

 

چرا داستان ؟

همه انسان ها بطور طبیعی به داستان علاقه فراوان دارند و به موقعی که فردی شروع به داستان می کند بطور کامل با تمام حواس خود به داستان گوش فرا می دهند.

داستان ها عموما شیرین و دلچسب و جذاب هستند و علاوه بر سرگرمی، اطلاعات خوب و مفیدی برای شنونده بهمراه دارند. هر چه این داستان ها برگرفته از تجربیات شخصی باشد تاثیرات بسیاری برای مخاطبان دارد.

بخش عمده ای از تجربیات، دانش و تفکرات ما، در ذهن ما بصورت داستان طبقه بندی شده است.

مثلا اگر قرار است تا در مورد روش های کسب درآمد برای کودکان صحبت کنید سعی نمائید تا از داستان های کودکی خود و روش هایی که پدر یا مادر شما، به شما یاد می داد استفاده نمائید تا بتوانید نظر کودکان را براحتی به سمت خود جلب کنید.

 

 

داستان ها اغلب همراه با تاثیرات عاطفی و همراهی احساسات شنونده را بهمراه دارند و همین سبب می شود تا توسط سخنرانان بسیاری مورد استفاده قرار گیرد.

ارسطو سال ها پیش نظریه ای را در زمینه نحوه جذب توجه شنونده بیان نمود و در آن گفت که بیش از ۶۵ درصد توجه مخاطبان به گوینده پیام، بابت بیان داستان هایی می باشد که احساسات و عواطف شنونده را درگیر می کند . مابقی توجه افراد به سخنانی منطقی و سخنانی که مطابق با عرف باشد، جلب می گردد.

 

 

البته موضوع مهمی وجود دارد و آن اینکه ذهن خود انسان ها بصورت طبیعی می خواهد که تجربه و دانش را در غالب داستان بیان نماید و همین می تواند برای سخنرانان بسیار مورد توجه قرار گیرد که از این شاه کلید اصلی حتما در سخنرانی های خود استفاده کنند.

در ارتباط با موضوع اصلی پیام

داستانی که در سخنرانی و صحبت در جمع مورد استفاده قرار می گیرد باید حتما در راستای پیام اصلی سخنرانی شما باشد تا بهترین تاثیر را بر روی مخاطبان داشته باشد و پیام اصلی شما را براحتی درک کنند.

چجور داستانی باید تعریف کرد:

داستانی که شما قرار است در سخنرانی مورد استفاده قرار دهید درباره موفقیت شما در کاری باشد که با پیام اصلی سخنرانی همراستا است و یا در مورد یک شکستی باشد که سبب شده تا شما تجربیاتی مفید داشته باشید که دیگران آن اشتباهات را در مسیر موفقیت تکرار نکنند.

 

اهمیت واقعی داستان گویی در سخنرانی :

اگر داستان ها به سراغ شما می آیند، به آنها توجه کنید و وقتی به آنها نیاز می افتد یاد بگیرید آن ها را بیان کنید. بعضی اوقات آدم برای این که زنده بماند، بیش از غذا به داستان نیاز دارد. باری لوپز

 

 این موضوع را مد نظر داشته باشید که داستان سرایی جایگزینی برای تفکرات منطقی و بیان نکات کلیدی در سخنرانی نیست بلکه تکمیل کننده نکات منطقی و کمک کننده به درک بهتر نکات اصلی و منطقی می باشد.

 

 ما داستان خودمان هستیم :

حتما باره ا تجربه کرده اید که سال ها تجربیات و دانش و احساسات خود نسبت به وقایع را بصورت داستان هایی کوتاه در می آوریم و برای دیگران یا حتی خودمان تعریف می کنیم. این یک حقیقت غیر قابل انکار است!

 

بیان راهکار عالی :

یک دفترچه یادداشت با خود داشته باشید و هر اتفاقی که در طول روز برای شما می افتد را یادداشت کنید. با اینکار در طول زمان، یک مجموعه ای از داستان های شخصی ( یا داستان افراد دیگر) خواهید داشت که بسیار بریا صحبت ها و سخنرانی های شما، مفید و موثر خواهد بود.

 

یک کار عملی :

ضبط صوت یا گوشی همراه خود را آماده کنید تا داستانی را تعریف کنید!

ابتدا در مورد خود سوالاتی بپرسید:

چگونه با همسرتان آشنا شدید؟

نخستین شغلتان چه بود و چه همکارانی داشتید؟

شاد ترین روز زندگی تان را بیان کنید؟

یکی از بهترین تصمیم هایی که در زندگی خود گرفتید را بگویید؟

از داستان هاای که فوران می کند حیرت زده خواهید شد و پس از ضبط آنها و گوش دادن به آنها حتما خوشحال می شوید.

 

به اشتراک گذاری با دوستان