نحوه بیان داستان:

-توصیف موقعیت داستان ( صحنه پردازی)

صحنه ای را که در آن داستان مورد نظر اتفاق افتاده است را بخوبی تشریح کنید تا حتی اگر برای فردی که نابینا است ، داستان را تعریف می کنید، براحتی بتواند صحنه و موقعیتی را که داستان در آن اتفاق افتاده است را بخوبی درک کند.

  • توصیف شخصیت های داستان

مشخصات افرادی را که در داستان قرار دارند را بخوبی توضیح دهید. قد و وزن و مشخصات ظاهری افراد و حتی لهجه و لحن صحبت کردن آنها را نیز بیان کنید.

  • بیان اتفاقی که رخ داده است

اتفاقی را که در این صحنه و با حضور افراد توصیف شده، رخ داد را بیان نمایید .

  • نتیجه گیری دقیق در ارتباط با پیام اصلی (تصمیم گیری )

 در نهایت بیان کنید که چه پیام و نتیجه ای از این اتفاق یاد گرفتید که می تواند حامل پیام و نکته ای مهم برای مخاطبان باشد.

 

 

قوانین داستان گویی:

۱- شور و اشتیاق  

داستانی را که بیان می کنید سعی کنید با تمام احساس و هیجان و همراه با صدا و لحنی رسا بیان کنید تا بتوانید براحتی مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار داده و پیام اصلی سخنرانی شما را براحتی درک کنند.

 

۲- از بزرگ جلوه دادن خود، خودداری کنید.

در بیان داستان سعی کنید که از بزرگ کردن خود و تعریف از خود، خودداری کنید تا بتوانید براحتی با مخاطب ارتباط برقرار کنید.

 

 

۳- نشان دهید، نگویید!

در بیان داستان سعی نمائید تا از حرکات دست و پاها بخوبی استفاده کنید و حرکات افراد مختلف را بخوبی نمایش دهید. همچنین سعی نمایید تا از اجرای  لحن افراد مختلف نیز در داستان استفاده نمائید و در مورد علائق و دوست داشتنی های افراد هم صحبت کنید. همه اینها سبب می شود تا داستان شما بخوبی درک شود.

 

 

۴- جابجایی در صحنه

در حین بیان داستان، مکان خود را تغییر دهید و این تغییر بر اساس حرکت افراد مختلف در داستان باشد. گاهی لازم است تا نزدیک مخاطبان شوید تا موضوع مهمی را که فردی در داستان بیان کرده، اجرا کنید. البته هنگامی که نزدیک مخاطبان می شوید سعی کنید که اینکار را با فروتنی انجام دهید.

اگر مکالمه میان دو نفر را در حال بیان هستید، سعی کنید مکان خود را تغییر دهید و در لحظه مکالمه در مکان فرد مورد نظرقرار گیرید. یک راه برای یادگیری بیان داستان و حرکت درصحنه، تماشای نقادان قدیمی می باشد.

 

 

۵- پایان داستان!

برای داستان هایی که قرار است الهام بخش باشند باید رفتار و نتیجه خوشی را نشان دهند و برای داستان های آموزشی هم سعی کنید بیشتر از بیان داستان در مورد رفتارهای اخطار آمیز استفاده کنید.

 

 

مهارت کلامی و داستان :

۱- ادامه سطر اول :

برای استفاده بهتر از قسمت سمت راست مغز و بیان داستان و همچنین بالا بردن مهارت های کلامی در سخنرانی، می توانید یک خطی از یک کتاب را خوانده و در ادامه آن یک داستان را که می تواند به این جمله شکل بگیرد، بیان کنید.

این کار را بصورت گروهی هم می توان اجرا کرد. کارت هایی که بر روی آن سطرهای آغازین نوشته شده را در کلاهی بریزید و بعد از افراد بخواهید که هر کدام یک کارت را بردارند و با استفاده از آن جمله به عنوان شروع داستان، داستان سرایی کنند.

این یک روش عالی برای بیرون کشیدن ایده های مهمی است که در سمت راست مغزتان شناور است!

 

۲- تصویر را به نمایش بگذارید:

می توانید به جای  استفاده از جملات، از تصاویر استفاده کنید. تصویری از اینترنت یا کتاب و روزنامه ای را انتخاب کنید و در مورد اتفاقی که در تصویر می افتد داستانی بسازید.

علاوه بر آنچه که مشهود است، داستان نهفته، یا قسمتی که در تصویر نیست را نیز توضیح دهید.

 

۳- اینها کی اند؟!

حتما در مکان های عمومی مانند ورزشگاه یا فرودگاه، اتفاق افتاده که به اطراف خود نگاه کرده و از خود پرسیده اید که اینها کی اند؟!

دفعه بعد که در چنین موقعیتی قرار گرفتید علاوه بر پرسش، جواب هم بدهید!

در مورد دو نفر کناری خود یک داستان بسازید. نام آنها چیست؟ همکار هستند؟ ازدواج کرده اند؟ چرا اینجا هستند؟ و بسیاری سوالات دیگر که می توانید بپرسید.

اگر هم با دوستان خود هستید می توانید این کار را برای چند نفر خاص اجرا کنید و بعد داستان های خود را نسبت به آن چند نفر با هم مقایسه کنید.

بررسی کنید که چه چیزی را نادیده می گیرید که دوستان تان بر آن تاکید می کنند؟

بر چه جزئیاتی تمرکز دارید که بقیه به آن توجه نکردند؟

مردم عموما بر حسب تجربه زندگی خودشان، نشانه های یکسان را بطور متفاوتی تفسیر می کنند!

این تمرین سبب می شود تا فرضیات خود را به چالش بکشید و بتوانید براحتی قدرت داستان سرایی خود را گسترش داده و در جلسات صحبت در جمع و  سخنرانی، براحتی داستان بگویید.

اگر هم نتواند کاری انجام دهد حتما، زمان معطلی شما و انتظار برای مثال اتوبوس یا هواپیما را کاهش می دهد!!!