پاسخ به سؤالات

بعد از جلسه سخنرانی، نباید به‌سرعت مکان را ترک کنید!

فراموش که نکرده‌اید: یک سخنران علاوه بر آموزش مردم، وظیفه الهام بخشیدن وهدایت مردم را برعهده دارد و می‌تواند با سخنان آموزنده خود سبب تغییرات شگرفی در  زندگی مردم گردد.

یک اصل و موضوع مهمی در زمان بعد از سخنرانی وجود دارد که بسیار حائر اهمیت است. اینکه مخاطبان تا زمانی که ندانند شما چقدر به آن‌ها اهمیت می‌دهید، اهمیت نخواهند داد که شما چقدر می‌دانید!!!

از جان‌ودل به  صحبت‌های مخاطبان گوش بدهید تا ببینید که بهدنبال چه تغییرات شگرفی در زندگی خود هستند و شما چه کمکی می‌توانید به آن‌ها بکنید.

بله بمانید و به سؤالات مخاطبان پاسخ دهید. این کار علاوه بر رفع شدن سؤالات و پرسش‌های مخاطبان، آن‌ها را بسیار به شما دلگرم کرده و سبب می‌شود تا حس اعتماد به شما در آن‌ها ایجاد گردد. همین‌که حس اعتماد به شما شکل گرفت، مخاطبان به‌راحتیمی‌توانند مسائل و مشکلات خود را با شما در میان بگذاردند. اینجاست که تیز حسی شما می‌تواند برای شما اثربخش شود!

ببینید که مخاطبان بر روی چه مسائلی تمرکز کرده و چه نیازهایی دارند. همین مسائل و نیازها، برنامه‌های آتی شما را شکل می‌دهد.

بازخوردهای که از مخاطبان خود بعد از سمینار (و حتی در سایت شخصی خود  می‌گیرید)  مطابق با چرخه‌ای که قبلاً بیان کردیم بسیار حائر اهمیت است.

 

با دانستن پیام‌های مخابره شده از مخاطبان و شنیدن آن‌ها و بررسی دقیق آن‌ها،به‌راحتیمی‌توان مدل ذهنی خود را به‌عنوان یک سخنران موفق اصلاح‌کرده و بهبود ببخشیم. درنتیجه این بهبود مدل ذهنی، به‌راحتیمی‌توان تصمیماتی را برای سخنرانی‌ها و فعالیت‌های بعدی خود در نظر بگیریم و موفقیت خود را تضمین کنیم.

 

الماس‌های به‌دست‌آمده در مرحله ارزیابی

  • مأموریت‌های ما، بهتر شناخته‌شده و مسیر بهتری را برای خود ترسیم می‌کنیم.
  • متوجه می‌شویم که در شرایط واقعی سخنرانی، چقدر واقعاً شاد هستیم و به‌راحتی از رفتار مخاطبان این را متوجه خواهیم شد.
  • خواهیم دانست که باید خودمان باشیم تا بتوانیم صحبت‌های مخاطبان را شنیده و به آن‌ها جوابی مناسب که زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد، به آن‌ها داد.
  • می‌فهمیم که نیازی نیست تا کامل شویم و بعد راه بیفتیم بلکه باید راه افتاد و بعد در طول مسیر کامل شد. همچنین متوجه می‌شویم که میزان اعتمادبه‌نفس ما چقدر است و راه‌های افزایش آن را خواهیم فهمید.
  • با برگزاری سمینار (البته با یک آمادگی نسبتاً خوب) و بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در ما، ذهنیت یک انسان موفق بیشتراز گذشته در ما شکل می‌گیرد.
  • ارزش‌هایمدنظر مخاطبان را خواهیم دانست و اینکه چگونه می‌توان این ارزش‌ها را گسترش داد و مخاطبان بیشتری را برای خود بهدست آوریم.
  • هنگامی‌که در مقابل مخاطبان قرار می‌گیریم و صحبت می‌کنیم متوجه می‌شویم که باید آن‌ها را به‌عنوان یک دوست دانست تا بتوانیم بهتر با آن‌ها ارتباط برقرار کرده و صحبت‌های خود را بیان کنیم. بعد از جلسه سخنرانی، ماندن و پاسخ دادن به صحبت و مشکلات مخاطبان، حس دوستی را بسیار بیشتر خواهد کرد.
  • در سمینار به این نکته بیش‌ازپیشاهمیتمی‌دهیم که سمینار بیشتر از ارائه اسلایدها است. مخاطبان تمایل دارند تا ما با آن‌ها ارتباط برقرار کرده و به آن‌ها اهمیت دهیم تا اینکه مرتب به اسلایدها نگاه گرده و به اسلایدها توجه کنیم!
  • در جلسه سخنرانی هنگامی‌که در برابر افراد بسیاری قرارگرفته و صحبت می‌کنیمدقیقاً متوجه این موضوع خواهیم شد که بایدبیش‌ازپیش خود را آماده کرده و تمرین کنیم. متوجه خواهیم شد که راز موفقیت یک سخنرانی حرفه‌ای و خوب، در تمرینات پشت‌صحنه و روزهای قبل از سخنرانی می‌باشد!

با در نظر گرفتن موضوعات بالا و توجه به آن‌ها و هوشیار بودن نسبت به هر اتفاقی در سخنرانی، به‌راحتی یک مسیر عالی برای سخنرانی ایجاد می‌گردد. این مسیر را مسیر عصبی می‌نامند. مسیر عصبی یعنی اینکه برای هر کار و اجرای هر ایده‌ای، راه و روش آن در ذهن ما شکل می‌گیرد و ناخودآگاه آن کار را با سرعت‌بالا و دقت بالا بدون کنترل آن، انجام می‌دهیم.

 

توسعه  مدل ذهنی بزرگ‌ترین دستاورد زندگی کاری هر سخنرانی می‌باشد. مدل ذهنی اصلاح‌شده و بهبود ‌یافته در قسمت ارزیابی، ما را تبدیل به یک سخنران حرفه‌ای می‌کند.

مدل ذهنی درنهایت باید تبدیل به یک مسیر عصبی جدید در مغز ما شود که برای هر کاری یک الگوی از پیش آماده‌شده، جلوی ما قرار ‌دهد تا آن کار را با نهایت دقت و سرعت و با رضایت انجام ‌دهیم.