مدل ذهنی سخنران چیست؟ (قسمت اول)

مهارت سخنرانی در جمع و فن بیان، یکی از دلهره های اساسی بسیاری از افرادی و از طرف دیگر یک آرزوی بزرگ برای افرادی دیگر است.
برخی از ما دوست داریم که در جمع های فامیلی، میان همکاران، مدیران و مشتریان خود صحبت کنیم و از توانائی ها و تجربیات خود بگوییم و برخی دیگر آن چنان ترسی از این موضوع دارند که از هر فرصتی برای فرار از مهلکه سخنرانی استفاده می کنند!
اما باید توجه داشت که در دنیای امروزی با رشد سریع تکنولوژی و کسب و کارهای گوناگون، راهی جزء آموختن مهارت سخنرانی و فن بیان برای ارائه توانایی ها و تجربیات خود و طی کردن مسیر پیشرفت کاری نداریم.
اگر مدیر حسابداری یک شرکت هستید که باید بتوانید حساب های سالیانه را به اعضای هئیت مدیره ارائه داده و توضیح دهید و از نتایج کاری خود دفاع کنید.
اگر یک مدیر فروشیک مجموعه بزرگ هستید باید توانایی این را داشته باشید که بتوانید محصولات جدید را به مشتریان خود ارائه داده و کارکرد آن را بیان کنید.
اگر مدیر عامل یک شرکت هستید باید توانایی این را داشته باشد که بتوانید در مراسمات مختلف در طول سال برای کارکنان خود صحبت کرده و مسیر حرکت شرکت به سمت اهداف شرکت را بیان نمائید.
حتی اگر دانشجو یا دانش آموز هستید و قرار است برای دفاع از پایان نامه خود در برابر اساتید خود صحبت کنید یا از طرح های جدید و شروع یک کسب و کار در مقابل سرمایه گذارها صحبت کنید، به مهارت های کلامی و سخنرانی کاملا نیاز خواهید داشت.
این موضوع را مد نظر داشته باشید که یادگیری مهارت های سخنرانی و فن بیان چیزی است که نه خیلی زود است برای آموختن آن و نه خیلی دیر!

مدل ذهنی سخنران:

از مهمترن عوامل تاثیرگذار در سخنرانی، مدل ذهنی سخنران است. اینکه سخنران مبنای فکری خود را از جای دیگر، فردی دیگر و یا خودش با تلاش و مطالعه ایجاد کرده است، بسیار در مبحث سخنرانی او نقش به سزایی دارد.
بارها شده که سخنرانانی را در زمینه های تخصصی مشاهده کرده ایم که دقیقا همان حرکات و همان رفتارهای سخنرانان خارجی را اجرا کرده و منتظر موفقیت و تاثیر گذاری سخنان خود بوده اند!
و البته چه انتظار عبث و بیهوده ای!
اینکه دقیقا مدل ذهنی یک سخنران انگیزشی خارجی را، بدون هیچ تغییر و هیچ نوع بومی سازی، وارد کشور کرده و بخواهیم همان مدل ذهنی را مانند لباسی بر تن خود و مخاطبان خود کنیم ، نتیجه ای جزء نفرت و بی زاری مخاطبان نخواهیم داشت!
اینکه مبنای فکری ما چه چیزی است، مخاطبان ما چه کسانی هستند، مخاطبان ما به چه مطالبی نیاز دارند و در فرهنگ کشور ما چه الگوهایی را باید در سخنرانی جاری ساخت و بسیاری سوالات دیگر، همگی گویای مدل ذهنی هستند که سخنرانان کشور عزیز ما باید آنرا فرا گیرند و درراه ارتباط هر چه بیشتر با مخاطبان از آن استفاده کنند.
مدل های ذهنی ، نتایج مهم و قابل توجهی را برای ما خاطر نشان می کنند که در ادامه به چند از مهمترین آنها اشاره خواهیم کرد.

۱چشم انداز و ماموریت

در بسیاری از سازمان های در حال رشد و پیشرفته، حتما واژه چشم انداز و ماموریت را شنیده اید. اینکه سازمان ما برای آینده خود چه هدف والایی را دیده است و اینکه در حال حاضر چه فعالیت را انجام می دهند و اینکه چگونه می خواهند با برنامه ریزی و اجرای آن ، به اهداف خود برسند.
ساختار سخنرانی را هم باید بدین گونه دید که سخنران یک چشم انداز و ماموریت برای خود دارد و اینکه قصد دارد با بیان نظرات و نکات خود، مخاطبان را به سفری ببرد که در آن سفر در نهایت مخاطبان به یک هدف مورد نظر که هم مورد توافق مخاطبان است و هم مورد نظر سخنران ، برسند.
توجه داشتن به این امر و قائل شدن یک ماموریت برای سخنران، سبب می گردد که در صورت رخ دادن هر حادثه و رخدادی، همچنان مصمم و پایدار در راه اجرای ماموریت خود باشد و پیام و رسالت خود را بطور عالی ارائه دهد.
در یکی از سخنرانی های خود که برای یک جمع ۵۰ نفره در مورد دیدگاه جامع به بازاریابی و نحوه صحیح بازاریابی در حال صحبت بودم، مشاهده کردم که ۵ یا ۶ نفری در حال صحبت کردن و چک کردن موبایل خود هستند، خیلی نارحت شدم و همچنان به آنها نگاه کردم و دندانهای خود را در هنگام سخنرانی بدلیل ناراحتی از عدم گوش کردن آن چند نفر، فشار می دادم.
من مطلب بسیار مهم و کاربردی را برای این افراد در حال بیان کردن بودم ، دیدگاه جامع و کاربردی در بازاریابی، بدور از حاشیه و انتظار داشتم که همگی افراد کاملا به من توجه کنند و صحبت های من را با جان و دل می شنیدند!
بعد از جلسه به یکی از دوستان خود گفتم که واقعا نمی دانم که چرا بعضی افراد حرف های مرا که برایشان سودمند بود، گوش نمی دادند؟
جوابی که دوستم به من داد جالب بود، او گفت خب شاید این افراد برای گوش دادن به صحبت های یک سخنران دیگر آمده بودند و تمایل به صحبت های شما نداشتند!

بعد از این گفتگو، این مسئله همچنان در ذهن من باقی ماند که واقعا در این شرایط باید چکاری کرد و چه چیزی باید گفت.
هنگامی که کتاب آئین سخنرانی دیل کارنگی را مطالعه می کردم مطالب جالبی در زمینه آماده شدن برای سخنرانی دیدم که در میان آنها مطلب جالبی در زمینه داشتن یک پیام مهم مشاهده کردمکه سخنران وظیفه خود می داند که آن را بیان کند.
جالب بود، وظیفه ارائه یک مطلب یا پیام مهم !
این همان ماموریت بود که در ذهن سخنرانباید چنان تقویت شود که در هر شرایطی، چه عده ای مخاطب گوش نمی دهند یا توجه ای نمی کنند، همچنان به سخنان خود ادامه دهد و ماموریت و رسالت خود را اجرا نماید. چرا که نمی شود در یک سخنرانی همه حضار را راضی نگه داشت چرا که به قول معروف بدنبال راضی کردن همه به ناراضی شدن همه منجر می گردد.
پس باید این احساس در همه ما وجود داشته باشد و این که یک حرف ارزشمند و راهگشا برای مخاطبان خود داریم که باید آن را بیان کنیم.
در میان مخاطبان ما افرادی هستند که شاید سعی دارند کارها و برنامه های شما را خنثی کنند و نگذارند که شما مطابق با برنامه پیش بروید. نگران این افراد و پولی که داده اند نباشید شما یک رسالت دارید که باید آن رسالت را اجرا کرده و پیام خود را به سایرین برسانید.

به اشتراک گذاری با دوستان